تبليغاتX
روانشناسی
آموزش روحیات مثبت.مفاهیم کلیدی.بازسازی ذهنی.جهت ارسال مقاله بنام خود از ایمیل استفاده کنید.

پافشاری و اصرار جز مشترک همه موفقیت های بزرگ است.

                                                                                                      اندرومتیوس

اگر نتوانیم آزاد زندگی کنیم بهتر است مرگ را با آغوش باز استقبال کنیم.

                                                                                                      مهاتا گاندی

ناامیدی نخستین گام بسوی گور است.

                                                                                                    ناپلئون بناپارت

اگر در پیشرفت راز عجیبی باشد باید گفت آن راز در فرصت های روزانه و استفاده از آنها نهفته است.

                                                                                                       ماردن

هر اقدام و عملی بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد.

                                                                                                      کارلایل

زمانیکه آدمی بر بطلان یک عقیده و نظریه ای پی برد و بازهم آنرا حفظ کرد دلیل بر حماقت اوست.

                                                                                                     موریس مترلینگ

هر اندیشه شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد.

                                                                                                     جان راسکین

عظمت مردان بزرگ ازطریق سلوک و رفتارشان نسبت به مردان کوچک و ضعیف آشکار می شود.

                                                                                                  دیل کارنگی

انسان دانا به جای آنکه در انتظار رسیدن یک فرصت خوب در زندگی باشد خود آنرا بوجود می آورد.

                                                                                                  فرانسیس بیکن

تنها نعمتی که به رنج زیستن می ارزد آزادی است.

                                                                                                   محمد حجازی

منبع:از کتاب کلیدهای طلایی خوب زیستن و رسیدن به هدف(نویسنده:امیر ملک محمودی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 11:54  توسط ابراهیم برزکار  | 

سخنرانی برایان تریسی در سالن اریکه ایرانیان

هشتصدوسی صندلی سالن اریکه ایرانیان کاملا پر شده است و به گفته یکی از مسوولان اجرای برنامه، این سخنرانی در نوبت قبلی نیز همین تعداد شرکت کننده داشته است در حالی که خیلی ها هم موفق نشده بودند بلیط تهیه کنند. در میان شرکت کنندگان چهره های مشهور زیادی به چشم می خورند. برخی در گوشی به یکدیگر می گویند که دقایقی قبل برایان تریسی با یک بنز الگانس وارد مجموعه اریکه ایرانیان شده است. اغلب شرکت کنندگان قبلا کتاب های برایان تریسی را خوانده بودند و اینک آمده اند تا ضمن ملاقات با نویسنده محبوب شان چیزهای تازه تری یاد بگیرند. برخی نیز از طرف شرکت های شان مامور شده بودند تا با حضور در این سمینار بتوانند به تعبیری قبل از بریدن درخت، تبرهای خود را تیز کنند و سپس با دانش و اشتیاق بیشتری در محیط کار حضور یافته و آن چه آموخته اند را به دیگران نیز عرضه کنند. برایان تریسی راس ساعت تعیین شده وارد سالن می شود. برنامه، نظم خوبی دارد و به این سبب باید از برگزارکنندگان آن تقدیر کرد. جمعیت به احترام برایان تریسی از جای برمی خیزند و دقایقی برای این نویسنده بزرگ کف می زنند. وی روی سن می رود و به مردم ایران تعظیم می کند. تعداد زیادی از شرکت کنندگان کروات زده بودند اما خود برایان تریسی در روز اول از کروات استفاده نکرده بود.

علاقه مندی تریسی به تاریخ ایران

برایان تریسی در ابتدا با لبخندی به شرکت کنندگان به زبان فارسی سلام کرد و گفت: خوشحالم که در این جا میهمان شما هستم. من قبلا یک بار در سال هزارونهصدوشصت وهشت به کشور شما سفر کرده بودم، دیروز هم که داخل هواپیما بودم تا پس از سی ونه سال، بار دیگر به ایران بیایم میهماندار هواپیما می گفت: آقای تریسی، ایرانی ها مردمی بسیار مهربان م متمدن هستند. من قبلا تاریخ شما را تا حدودی خوانده بودم و به آن علاقه مند هستم. ایران کشوری بزرگ و دارای پیشینه ای کهن است و نخستین امپراتوری بزرگ جهان هخامنشیان در این سرزمین به وجود آمده است که پادشاه بزرگ آن، کوروش کبیر فردی مورد احترام همه جهانیان است که نخستین منشور حقوق بشر نیز در جهان توسط او نوشته شده. وی پس از طرح این مقدمه که تشویق شدید حاضران را در پی داشت بلافاصله وارد مباحث آموزشی سمینار خود شد و چنین آغاز کرد:

افراد موفق، نتیجه محورند

اولویت دادن به نتایج در انجام کارها یا همان نتیجه محوری نخستین ویژگی افراد موفق است. برای این گونه افراد که اقلیت برتر جامعه را تشکیل می دهند کمتر اهمیت دارد که یک پدیده از کجا آمده یا قبلا چه بوده است، بلکه بیشتر این موضوع اهمیت دارد که یکپدیده به کدام نقطه می خواهد برود و چگونه، از چه راهی و با چه ابزاری می خواهد به آن جا برسد. انسان موفق در مواجه با هرچیزی به این فکر می کند که آیا این نتیجه می دهد یا نه؟ آیا مرا حتی قدمی به اهدافم نزدیک تر می کند یا نه؟در این زمینه باید تعصبات را کاملا کنار گذاشت.مثلا اگر یک کتاب ایده های مفیدی را برای زندگی شما داشته باشد دیگر فرقی نمی کند که نویسنده اش برایان تریسی باشد یا یک فرد دیگر. اینک یک سوال می پرسم، فکر کنید که شما خدای نکرده به یک بیماری سخت مبتلا شده اید وپزشکان گفتهاند که در حال حاضر دارویی نیز برای درمان آن وجود ندارد. حال اگر یک نفر دارویی را برای این بیماری اختراع کرده باشد شما چه می کنید؟ معلوم است، سعی می کنید که به سرعت آن فرد را پیدا کرده وبه هر قیمتی دارو را از او بگیرید. چون شما می خواهید بیماری تان هر چه زودتر بهبود یابد. حال سوال من این است، آ یا در این حالت برای شما فرقی می کند که این دارو ساخت ژاپن باشد یا چین یا آمریکا یا ایران؟ معلوم است که نه، شما فقط به نتیجه نهایی فکر می کنید که در این جا درمان بیماری تان است. در سایر عرصه های زندگی و کار هم همین طور است و مدیرانی موفق ترند که فرآیندها را براساس کارآیی نهای آن ها تنظیم میکنند.

صبر داشته باش، صبر داشته باش

گفتم که درهرکاری باید به دنبال نتایج باشیم. حالا برای طرح موضوع بعدی یک سوال دیگر را مطرح می کنم. شما خانوم های ایرانی، تا به حال چندبار غذای تان را سوزاندید تا بالاخره دست پخت تان خوب شد. چقدر تمرین کردید تا توانستید اتومبیل برانید و گواهینامه رانندگی دریافت کنید؟ وقتی کوچک بودید چندبار زمین خوردید تا دوچرخه سواری را یاد گرفتید؟ چقدر وقت گذاشتید تا نحوه استفاده از کامپیوتر را یاد بگیرید. اساسا همه ایده ها جواب نمی دهند. آن ها که جواب می دهند هم معمولا بار اول جواب نمی دهند. بعضی ها با موضوع موفقیت، خیلی هیجانی برخورد کرده و فکر می کنند به محض این که دست به کاری زدند باید پاسخ آن را دریافت کنند. من در کتاب به روش خود ثروتمند شوید (نشر آسیم_هزاروسیصدوهشتادوپنج) توضیح دادم که مطابق تحقیقات، معمولا هفت سال طول می کشد که یک کسب و کار به نقطه اوج خود برسد. آن هایی که با انتظار موفقیت سریع وارد کسب و کار می شوند معمولا نمی توانند دوام بیاورند. من در این جا می خواهم داستان زندگی خودم را تعریف کنم. بیست وسه سال داشتم که تصمیم گرفتم ببینم افراد موفق چه می کنند تا من هم همان کارها را انجام بدهم. در آن زمان هر ایده ای را که به دست می آوردم پنج تا ده بار به آزمون می گذاشتم و داستان تحول زندگی من از همین جا آغاز شد. من تا قبل از آن به دانشگاه می رفتم، اما دانشجوی خوبی نبودم، درس ها را رها کردم تا وارد کار فروش شوم اما در آن جا هم فروشم اندک بود. این که برای موفق شدن باید صبر داشته باشم نکته ای بود که یکی از فروشندگان برتر آن دوران به من یاد داد. با این وجود، همه تحولات از یک نقطه آغاز می شوند. جیمران می گوید: راز موفقیت تبدیل هیجان اولیه به یک انرژی مثبت برای فعالیت است.

راهکار جویی به جای مقصریابی

چگونه؟ پرسشی است که همه انسان های موفق مکررا از خود می پرسند. مردمان معمولی جهان در موقعیت های نامطلوب بیشتر به دنبال یافتن مقصر هستند. عده ای هم بیش از حد به دنبال چرایی پدیده های هستند. به نظر من حتی چرایی هم وقتی مهم می شود که بتواند به یافتن چگونگی کمک کند و در غیر این صورت اهمیت چندانی ندارد. افراد برجسته در موقعیت های نامطلوب فکرشان را بر این موضوع متمرکز می کنند که چگونه می توانند از این وضعیت بیرون آمده یا با آن کنار بیایند. اگر هم وضعیت شان هم اکنون بد نیست مدام به این فکر می کنند که چگونه می توانند، شرایط بهتری داشته باشند. مهارت هایتان را به طور مداوم افزایش دهید ما در دنیایی زندگی می کنیم که حجم اطلاعات هر سال دو برابر می شود و دانش روز، به طور مرتب افزایش پیدا می کند، باید از جدیدترین دستاوردهای علم روز استفاده کنیم تا بتوانیم خود را در برابر تغییرات دنیای رقابتی همواره پیشتاز نگاه داریم. در رقابت هیچ چیز ثابت نیست. موقعیت شما مدام یا در حال بهتر شدن است، یا در حال بدتر شدن. لذا چاره ای نداریم مگر آن که مهارت های مان را چه به صورت فردی و چه سازمانی به طور مداوم ارتقا دهیم همه مهارت ها اکتسابی هستند. هیچ کس در هیچ زمینه از ابتدا دارای مهرت نبوده است و همه افرادی که امروز در یک زمینه عالی عمل می کنند یک روز در پایین ترین سطوح همان زمینه فعالیت کرده اند. خبر خوب هم این که هیچ کس از شما نتوانید مهرتی را آموخته یا درباره آن بیشتر یاد بگیرید. حالا از شما می خواهم که مشخص کنید کدام مهارت هست که شما آن را را ندارید ولی آموختن آن می تواند بیشترین تاثیر را در بهبود کسب و کار و موقعیت اجتماعی شما بگذارد. یاد گرفتن آن مهارت مهم ترین کاری است که باید در آینده انجام دهید و باید برای آن وقت، هزینه و انرژی کافی را کناربگذارید. به خاطر داشته باشید که ذهن شما در یک زمان تنها می تواند بر روی یادگیری یک مهارت تمرکز خوبی داشته باشد، پس از وسوسه یادگیری هم زمان چند مهارت بپرهیزید.

عملگرایی توام با اندیشه

یکی از ویژگی های افرد برتر در هر رشته ای این است که مدام در حال کار، تحریک و فعالیت هستند. در ذهن شان رسیدن به بالاترین سطوح موفقیت را حق خود می دانند ودایم به بهتر و بهتر و بهتر کردن کار خود فکر می کنند. اما رهبران بزرگ، در کنار عملگرایی از یک توانایی برتر برخوردارند و آن "اندیشیدن"است. اغلب مشکلات بشر از انجام اعمالی نشات گرفته که قبل از انجامش به اندازه کافی برروی آن فکر نکرده است. اگر قبل از انجام هر عملی به اندازه کافی فکر کنید آن گاه شیوه درست فکر کردن را آموخته و تفکرات تان نیز عمیق تر خواهد شد. آن زمان می توانید سریع فکر کنید وحتی ظرف بیست وچهار ساعت تمامی جوانب یک کار را بسنجید. اما پس از انجام بر نامه ریزی باید به سرعت وارد عمل شد. ویژگی مشترک انسان های موفق داشتن سرعت عمل بالاتر در کارشان است. باید حس اضطرار را در خود تقویت کنیم هر چند که اضطراری نیز وجود نداشته باشد. بایک نگاه کلی متوجه می شوید که کارخانه ها، شرکت ها و حتی کشور هایی رشد بیشتری داشته اند که توانسته اند عملگرایی را به یک ویژگی نهادینه شده در زیر مجموعه های شان تبدیل کنند.

کارشناسان بر جسته را به کار بگیرید

دنیای تخصصی شده امروز،کمتر فردی هست که واقعا بتواند در چند زمینه متخصص خوبی باشد. اغلب ما در یک یا دو زمینه خاص تخصص داریم و در سایر چیز زیادی نمی دانیم. شزکتی که در آن همه کارها را عده خاصی انجام می دهند محکوم به ورشکستگی است. یکی از راز های مدیریت این است که آز کارشناسان هر رشته می آموزد و سعی می کند آن ها را جذب کرده و هر یک را در جایگاه مناسب خود قراردهد.

موفقیت هرگز شانس نیست

قانون احتمالات به شما می گوید که هر اتفاقی بیفتد ممکن است بتوانید آن را تغییر دهید و اغلب چیزها مربوط به خود ماست. یکی از ویژگی های افراد برتر این است که مسوولیت همه انتخاب ها و کارهایشان را میپذیرند. موفقیت یک حادثه نیست، فرایندی حاصل جمع تلاش، برنامه ریزی و هزینه است. یک مثال ساده اش همین جلسه امروز است. اگر شما دوست داشتنید که در صندلی های جلوتر سمینار بنشینید می توانستید برنامه ریزی کنید کمی زودتر به اینجا بیایید، البته برای آن باید بخشی از وقت خود را نیز هزینه می کردید. این به شانس شما هیچ ربطی نداشت.

تدریج، ویژگی ذاتی موفقیت

ممکن است شما فردی را دیده باشید که با خرید بلیت بخت آزمایی و یا شرکت در لاتاری یک باره ثروت عظیمی را بدست آورده باشد. این بد نیست ولی ما در این جا درباره بی قاعدگی ها صحبت نمی کنیم. در دنیای واقعی،موفقیت در هر کاری محصول فرآیندتجمیع و تجمع است واین این خود ویژگی ذاتی موفقیت است. برای ساختن یک ساختمان زیبا آجرها را باید تک تک بر روی یکدیگر چید. من قبلا گفتم که هفت سال طول می کشد تا شرکت ها به نقطه اوج کار خود برسند، حال آنکه این شرکت ها در طول هفت سال بیکار نشسته اند و در واقع مدام آجرهای شان را روی همدیگر چیده اند تا وقتی که کارشان روی غلتک پیشرفت بیفتد وبتوانند از آن بهره بگیرند. روند تدریجی پیشرفت هیچ گاه متوقف نمی شود. اگر روزی تمایل خود را به بهبود کسب و کار و زندگی تان از دست دادید آن روز زمان مرگ واقعی شما فرا رسیده است.

نخستین مکانیسم شکست

اگر به زندگی افراد شکست خورده دقیق شوید می بینید ویژگی مشترک همه آن ها داشتن گرایش طبیعی برای دنبال کردن کار های ساده و راحت است. البته پیچیدگی، ارزش نیست اما اینگونه افراد برای بدست آوردن هیچ تلاشی نمی کنندمگر آن که بدانند خواسته شان ممکن است خیلی راحت وسادده به دست بیاید و به همین دلیل هم شکست می خورند. در واقع راحت طلبی "نخستین مکانیسم شکست" است و در مقابل "مکانیسم موفقیت" فعال نمی شود مگر آن که هدفی داشته باشید وبدانید که به کدام نقطه می خواهید برسید. مثل کبوتری که اگر در هزار متری لانه اش اورا رهایش کنید باز هم می داند که باید به کجا برگردد. الان می خواهیم موضوع هدف گذاری را مطرح کنیم اما پیش از آن باید از لحاظ ذهنی بپذیریم که کمتر هدفی ممکن است بدون زحمت و تلاش متناسب بدست بیاید.

به ده درصد بالای جامعه بپیوندید

نتایج یک تحقیق در جامعه آمریکا نشان می دهد که تنها ده درصد افراد برای خوشان اهدافی را تعیین کرده اند و از آن میان فقط سه درصد اهداف شان را به صورت مکتوب و زمان بندی شده نوشته اند. نمی توانم این میزان بین مردم ایران چقدر است ولی می دانم که موفق ها، اقلیت هدفمند هر جامعه ای را تشکیل می دهند. فرق افراد معمولی با افراد برتر در این است که انسان معمولی "آرزو" می کند، اما انسان برتر برای خود "هدف" تعیین می نماید. معمولی ها برای رسیدن به آرزو های شان منتظر چیزهایی شبیه معجزه هستند، ولی افراد برتر برای رسیدن به اهداف شان برنامه ریزی وتلاش می کنند. افراد معمولی اگر به خواسته شان نرسند غر می زنند، ولی افراد موفق نقاط مثبت و منفی کارشان را شناسایی کرده و سعی می کنند که پس از آن کارهای مثبت را بیشتر و کارهای منفی را کمتر انجام دهند. برای پیگیری هدف باید انگیزه بوجود بیاید و به این منظور بهتر است که اهدافتان را با احساس، در هم بیامیزید و با آن ها تعاملات ذهنی مثبت برقرارکنید. اهداف بزرگ و دراز مدت داشته باشید اما آن ها را به مجموعه ای از اهداف کوچک و زمان بندی شده تقسیم کرده و در هر مرحله یک گام جلو بروید. همین که شما هدفی را در ذهن تان یعنی این که از خیلی ها جلوتر هستید اما این کافی نیست،مهم مکتوب کردن این اهداف و مهم تر از آن دنبال کردن عملی آن هاست. من می خواهم که شما همین الان ده هدف مهم و عمده زندگی تان را در کاغذی که به شما داده اند بنویسید.بعد که اهداف را نوشتید می توانید مدت بیستوپنج دقیقه برای استراحت کردن از سالن بیرون بروید (شما خوانند گان عزیز نیز می توانید در این مرحله ، خواندن گزارش را متوقف کرده و کاغذ و قلمی برداشته وده هدف مهم زندگی خود را مشخص کنید.تصمیم با خودتان است ولی اصلمهم ناوایت دو رافراموش نکنید).

قانون بیست درهشتاد

معمولا بیست درصد فعالیت های شما در هر زمینه ای ، ارزشی معادل هشتاد درصد نتیجه حاصله را به وجود می آ ورند. این قانون کلی من است ودر اکثر موارد صدق می کند. برای مثال موردی واقعی را از شرکتی که من مشاور آن بودم ذکر مکنم. مدیران این شرکت در پی جذب مشتریان جدید بودند، می گرفتند، اما هزینه هاهم زمان بالا می رفت وسود چندانی نداشتند. آن ها شروع به تحقیق کردن ومتوجه شدند که بیست در صد مشتریان شان، هشتاد در صد میزان خرید از شرکت را انجام میدهند وهشتاد در صد مشتریان بیست درصد میزان خریدرا .آن ها تصمیم گرفتند که از این پس بیشتر وقت ونیروی شان رابرای آنبیست درصد اصلی صرف کنند.وازاین طریق سودشان را بالاتر در کار توانمندی بیشتری برای حل مشکلات از خود نشان دهد تازه مشکلات بیشتر و بزرگ تری را برای حل کردن به او می سپارند. در هشتادوپنج درصد مواقع یک سر مشکلات به فرد دیگری برمی گردد وبرای همن در موفقیت، ارتباطات یک فرد اهمیت زیادی را ایفا می کند.باید نگرش خود را تغیر دهیم وبه جای انفعال در برابر مشکلات به دنبال راهکار برای حل آن ها باشیم وهر مشکلی را به شکل یک هدیه نگاه کنیم. در مشکلی یک درس وجود دارد و البته اگر مشکلی بزرگ تر باشد ممکن است بتوان چندین درس از آن فرا گرفت. افراد موفق از حل مشکلات مختلف ، یاد می گیرند و افراد متوسط چون از مشکلات شان نمی آموزند همواره درگیر مشکلات جزیی خوهند ماند.

سلامتی، بستر لازم برای موفقیت

المپیک آماده کنید، اما به طور علمی ثابت شده است برای آن که بدن همواره روی فرم باشد به سی وپنج دقیقه ورزش کردن در طول روز نیاز دارد. مساله تاثیر گذار دیگر، بر روی سلامتی ، تغذیه است. تصور کنید که یک اسب بسیار گرانقیمت خریده اید، آیا حاضر هستید هر نوع غذایی را در هر زمان به خورد اسب تان بدهید؟ قطعا شما سعی می کنید عالی ترین تغذیه وبهترین شرایط بهداشتی را برای نگهداری اسب تان فراهم آورید. چون پول زیادی برای آن پرداخته اید ومی خواهید از سرمایه ای که گذاشته اید محا فظت شود. حال آیا بدن شما سرمایه شما نیست. آن قدر برای خود و سلامتی تان ارزش قایل شوید که هر غذایی را نخورید.

 تایپیست: پگاه سالاری
جمع آوری:
سایت بازارما
منبع: مجله موفقیت

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 9:3  توسط ابراهیم برزکار  | 

آدمیان تحت تاثیر عوامل گوناگون جسمی,روانی,عاطفی,محیط,اجتماع,تاریخ,خانواده,فرهنگ,اقتصاد,کودکی تا بلوغ و بعداز آن قراردارند.بنابراین بسیاری از رفتارها و کردار آدمی را باید مبنایی بدانیم که در آن رفتارها,عوامل فوق اثرگذارند و هم چنانکه این مسئله را عینا در رفتارهای خود و دیگران می بینیم.علم روانشناسی هم بر این موضوع تاکید بسیار دارد و بسیاری از مکاتب مختلف روانشناسی به بهترین وجهی بر این مسئله صحه می گذارند.

با این مقدمه باید گفت که بسیاری از رفتارهای ما حالت های ناآگاهانه و به عبارتی صحیح تر غیرارادی و جبری پیدا می کند.ولی از آن جایی که آدمی دارای تعقل و شعور می باشد,پس رفتارهای او نیز باید از آگاهی و بینش برخوردار باشد و چنین آگاهی و شناختی به ویژه جهت جلوگیری از بروز رفتارهای نابهنجار ضرورت دارد.

وجود و حضور آگاهی و بینش نسبت به رفتارهای خود و دیگران, وضعیت جبری و غبرارادی رفتارها را تحت شعاع قرارمی دهد و کنترل انسان را بر اعمالش بیشتر کرده و درحقیقت معنای بهتری از اراده و انتخاب را در ذهن فرد ایجاد می کند.

بنابراین,آدمی به جای اینکه خود رفتار را درنظرگیرد لازم است در پی دلیل و علت رفتار خود و دیگران برآید و بر اساس دلیلی که می یابد رفتار خود را بروز دهد.چنین رفتاری به دلیل حضور هوشیاری و شناخت در مورد انسان ارزشمند خواهد بود و "انسان بودن" را به بهترین نحوی نشان می دهد.

در پایان باید گفت که هرچه آگاهی انسان از علل رفتارهای خود و دیگران بیشتر گردد به همان نسبت وی را از جبرهای رفتاری دور خواهد کرد که درصورت عدم آگاهی نسبت به آن همواره به رفتارهایی از روی عادت می انجامید.

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:47  توسط ابراهیم برزکار  | 

اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید،

هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید.

شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید

به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید.

باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی

کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود.

به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.

ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه

ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

  * ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید.

اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود

ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید.

پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.


سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش

از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر

بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی

نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید،

و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.

  موفقیت،رازموفقیت، کلید،زندگی، عشق، تلاش ، کار ، پیروزی ، طلا،طلائی،برتری * خواستار تغییر باشید

"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست،

هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر

خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید،

آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.


به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من

از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا

چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد.

از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم

ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد... به

خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.

  * مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی

که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به

سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید.

خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد.

زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد

تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.

 باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم.

با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

  * ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت

به آنها معتقد است.

از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان

وجود دارد چیست؟

احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید

چه اصولی را رعایت کنید؟

اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی

داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

  * دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی

خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی

زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود

در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست

همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی

برایتان مهم هستند.

 

  موفقیت،رازموفقیت، کلید،زندگی، عشق، تلاش ، کار ، پیروزی ، طلا،طلائی،برتری

* افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده

کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند

که شما را از پیشرفت

در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید

تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار

در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:


"من نمی توانم...."

"قادر نیستم که ...."

"من هیچ وقت نتوانستم ...."

"هیچ راهی وجود ندارد که ...."


هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید،

آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید.

در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.

  * عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید.

آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟

آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که

لیستی از آنها تهیه نمایید.

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت

برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما

تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای

تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود.

به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.

  * برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود.

او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان

را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او

ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی

جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و

این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

  * انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید.

کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است

و هر چه جلوتر می روید موانع و

مشکلات هم بیشتر می شوند.

تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه

اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی،

شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.

  * پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید

با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا

باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی

کمتری دارد.

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از

دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری

از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

نویسنده:سیران وهاب زاده

منبع:وب سایت دکتر مجید ظهرابی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:23  توسط ابراهیم برزکار  | 

مطلبی بود که زود تر از اینا می خواستم بگم که بیشتر برمی گرده به کتابهای موجود در بازار. شاید شما هم هزاران عنوان کتابی رو که در زمینه ی موفقیت و شادکامی نوشته شده تو کتاب خونه ها دیده باشید. بیشترشون وعده های خیلی بزرگ اون هم در زمانهای خیلی کوتاه میدن .اما آیا واقعا چنین چیزی ممکنه ؟ آیا رسیدن به موفقیت و شادکامی و اعتماد به نفس در مثلا ۲۰ روز ممکنه ؟ این منو یاد کلاسهای ۳۰ جلسه ای آموزش زبان میندازه ؟ آیا شما می تونید در ۳۰ جلسه زبان فارسی رو به یک خارجی یاد بدید؟ یا لاغری و تناسب اندام مثلا در ۱۰ جلسه یا مثلا با خریدن فلان دمپایی قد خود را ۱۰ سانت بزرگ کنید یا اعتماد به نفس در ۱۰ روز و ده ها مورد مشابه که با وعده ها ی بزرگ شما رو تشویق به مشتری شدن می کنن اما سود نهایی رو فقط خودشون میبرن.

داستانهایی که بیشتر این کتابها نقل می کنند حکایت از این می کنه که شخصی خواسته ای داشته و با پیروی از اصولی که نویسنده ی کتاب بیان کرده تونسته ظرف چند روز به خواسته اش برسه.

من منکر اتفاقات خارق العاده نیستم . به نظر من هم گاه ممکنه یک تحول اساسی خیلی سریع اتفاق بیفته اما عمومیت نداره . هر تغییر اصولی برای پایدار موندن نیاز به زمان داره . موفقیت اساسی سالها زمان می خواد . تغییر در شخصیت یک شبه ایجاد نمیشه . روند رشد آگاهی خیلی شبیه به روند رشد دانشه . شما نمیتونید ۲۰ روزه صاحب علم و دانش بشید و برای رسیدن به این مرحله باید سالها درس بخونید . شادی و آرامش و حتی موفقیت سطوحی از آگاهی هستند و باید در کلاس زندگی ماه ها و سالها تلاش کرد تا آنها را آموخت .

مگراینکه منظور از موفقیت یک شبه پول دار شدن باشه اون هم از راه های نا سالم . هیچ موفقیتی بدون زحمت و به سرعتی که نویسنده ها مدعی هستند به وجود نیومده  بجز فروش خوب کتابهای خودشون .البته بعضی از کتابها هم هستند که تجاری نیستن و واقعا از اول تا آخر مفید و واقعی هستن . به مرور زمان همه ی ما به تشخیص درست خواهیم رسید  اما گاه لازمه شکست هایی رو تجربه کنیم .

منبع:راز شاد زیستن

تغییرات با توجه به متن:http://ebarzkar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 3:16  توسط ابراهیم برزکار  |