تبليغاتX
روانشناسی

انواع نظریات روان درمانی

مهمترین نظریه های روان درمانی عبارتنداز:

روانکاوی

این نظریه درمانی مبتنی بر دیدگاه « فروید » می‌باشد. منظور از آن شناخت سطح روانی نیست، بلکه هدف آن است که انگیزه‌های درونی و عمقی رفتار و اختلالات روانی را شناسایی کنیم و پس از تجزیه و تحلیل ، مراجع را در غلبه بر آنها یاری دهیم. از طرفی روانکاوی سعی بر این است که امیال واپس زده شده را ردیابی کرده، نوع کشمکشها را مشخص کرد و سپس به بیمار یاری داد تا بر آنها غلبه کند.

نظریه روان شناسی فردی آدلر

چون در نظر « آدلر » فرد روان نژند و مضطرب ، فردی مایوس است و خود را حقیر می‌بیند، از هدفهای عمده درمان آن است که یاس را در فرد از بین ببریم، به او توان و شهامت خطر کردن و عمل را برای نیل به هدفهایش بدهیم و به او کمک کنیم تا فردی بشاش و جذاب شود. فرآیند درمان در روان شناسی فردی آدلر عبارت است از ایجاد رابطه حسنه و حفظ آن در طول درمان ، برملا کردن هدفهای بیمار و شیوه زندگی او و چگونگی تاثیر هدفها بر شیوه زندگی ، ایجاد بصیرت از طریق تعبیر و تفسیرهای ضروری و بالاخره بازآموزی و دادن جهت گیری مجدد به مراجع.

نظریه درمان عقلانی _ عاطفی الیس

درمان عقلانی _ عاطفی « آلبرت الیس » ، یک شیوه جامع درمان است که مشکل فرد را از سه دیدگاه شناختی ، عاطفی و رفتاری مورد امعان نظر و حمله قرار می‌دهد و سعی می‌کند که با ایجاد شناخت مطلوبی در فرد ، اثرات مثبت و منطقی عاطفی و رفتاری در او ایجاد شود. پس از خاتمه درمان انتظار می‌رود که فرد عقاید غیر منطقی و غیر عقلانی خود را رها کند و به سوی تفکر منطقی و عقلانی روی آورد.

نظریه درمان مراجع _ محوری راجرز

روان درمانی در این نظریه ، رها کردن استعدادهایی است که از قبل در فردی که بالقوه مستعد و تواناست، وجود دارد. مهمترین هدف فرآیند درمان ، افزایش خودآگاهی و نیل به خود شناسی است. بطوری که فرد با خصوصیات خود به منزله یک انسان یگانه و منحصر به فرد بیشتر آشنا شود. برای رسیدن به این هدف باید شرایط ارزشی کاهش یابد و تئجه و احترام غیر شرطی فرد به خودش افزایش یابد.

گشتالت درمانی پرلز

این نظریه شیوه‌ای از درمان است که بر افکار و احساساتی که فرد در زمان و مکان بلاخص (اینجا و اکنون) تجربه می‌کند، تمرکز دارد. اضطراب انسان در نظر « پرلز » زاده شکاف میان حال و آینده است و انسان بدان دلیل مضطرب می‌شود که وضعیت موجود را رها می‌کند و درباره آینده و نقشهای احتمالی‌اش به تفکر می‌پردازد. از این رو هدف درمان آن است که شکافها و خلا موجود در زندگی فرد که همان امور ناتمام و گریز از حال است، شناخته شوند و به فرد کمک شود تا از راه تماس ، آگاهی و تجربه این شکاف را پر کند و به ایجاد تعامل ، وحدت و تحقق نفس نایل آید.

نظریه درمان مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره‌ای برن

شیوه « برن » در درمان روشی عقلانی است که فرد را در تجزیه و تحلیل و درک رفتار خویش و همچنین در کسب آگاهی و قبول مسئولیت با توجه به آنچه که در زمان حال اتفاق می‌افتد، یاری می‌دهد. هدف این نظام درمانی آن است که حالت من بالغ را از خواستها و تاثیرات نامطلوب و مخرب حالات من کودکی و من والدینی آزاد کند و بدان وسیله تغییرات رفتاری مطلوب را در فرد بوجود آورد.

نظریه واقعیت درمانی گلاسر

واقعیت درمانی شیوه‌ای است مبتنی بر عقل سلیم و درگیری عاطفی. اساس این نظریه بر چگونگی هویت و تشکیل و تغییر آن قرار دارد و هدف اصلی روان درمانی مبتنی بر آن نیز همانا تغییر هویت ناموفق و ایجاد رفتار مسئولانه در فرد است. چرا که انسان به این دلیل با اضطراب و ناراحتی مواجه می‌شود که رفتار غیر مسئولانه‌ای دارد.

نظریه رفتار درمانی

این شیوه درمانی از تکنیکها و اصول مربوط به نظریه رفتارگرایی و یادگیری برای کاهش یا تغییر رفتارهای نامطلوب استفاده می‌کند. این تکنیکها بسیار متنوع هستند که مهمترین آنها حساسیت زدایی منظم ، آموزش شیوه ابراز وجود ، متوقف کردن فکر ، انزجار درمانی و ... است

 

منبع:http://www.daneshnameh.roshd.ir/


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 15:20 موضوع | لینک ثابت


بازسازی چهارچوب های ذهنی(آنتونی رابینز)

معني هر تجربه، بستگي به چهارچوبي دارد که در اثر تجربيات قبلي در ذهن تشکيل شده است. اين چهارچوب را " چهارچوب مرجع " مي ناميم. اگر اين چهارچوب تغيير کند معني آن تجربه عوض مي شود. يکي از بهترين راه ها براي ايجاد تغييرات فردي آن است که هر تجربه را در قالب بهترين چهارچوب ها قرار دهيم. اين کار را " بازسازي چهارچوب هاي ذهني " مي ناميم.

گاهي اوقات در اطراف ما فرصت ها و امکاناتي وجود دارد که با استفاده از آنها مي توانيم شکل زندگي خود را بکلي دگرگون کنيم و آن را بصورت دلخواه خود درآوريم. اگر از چهارچوب هاي ذهني خود خارج شويم متوجه مي گرديم که بسياري از گرفتاري ها و مشکلات زندگي ما، در واقع شانس هاي بزرگي هستند. دردنيا هيچ چيزي بخودي خود داراي معني نيست، بلکه احساسات، رفتارها و واکنش هاي ما نسبت به هرچيز، بستگي به نحوه ادراک و تصور ما از آن چيز دارد. هر علامت حسي فقط در زمينه و چهارچوب خاصي درک مي شود و معني پيدا مي کند. بدبختي، نوعي نقطه نظر است. کسي که کارش فروش قرص آسپرين است، از سردرد شما احساس رضايت مي کند. انسان ها عادت دارند که به هر تجربه معني خاصي بدهند. ما وقايع را برحسب تجربيات قبلي خود تفسير مي کنيم. در بسياري از اوقات، اگر اين چهارچوب هاي عادتي را کنار بگذاريم، متوجه شيوه هاي تازه تري براي زندگي خود مي شويم. بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که ادراکات و تصورات، اموري ايجادي هستند. يعني اگر چيزي را نامطلوب و زيان بخش مي دانيم دراثر پيامي است که به مغز خود داده ايم و مغز بر آن اساس روحياتي در ما ايجاد     مي کند که آنرا واقعي مي انگاريم. اگر چهارچوب هاي ذهني خود را عوض کنيم و از زاويه ديگري به موضوع نگاه کنيم مي توانيم عکس العمل ديگري نسبت به موضوع داشته باشيم. مي توان تصورات و ادراکات را تغيير داد و بلافاصله روحيات و رفتارها را عوض نمود. موضوع بازسازي چهارچوب هاي ذهني جز اين نيست.

 توجه داشته باشيد که ما دنيا را آنچنان که هست نمي بينيم، زيرا ماهيت امور از نقطه نظرهاي گوناگون قابل تفسيراست. حالات ما، چهارچوب هاي مرجع و " نقشه " هايي که از جهان در ذهن داريم، دنياي ما را مي سازند.

تجربيات قبلي هميشه توانائي ما را براي ديدن واقعياتي که در اطراف ما مي گذرند محدود مي سازند.ليکن براي ديدن و احساس واقعيات راه هاي متعدد وجود دارد. دلالي که بليط هاي کنسرت يا سينما را مي خرد و آن را به قيمت گرانتر در بازار سياه مي فروشد از نظر خيلي از افراد، فرد سودجوئي است که کار زشتي را انجام مي دهد، اما از نظر افرادي که نتوانسته يا نخواسته اند در صف بايستند ممکن است نعمتي تلقي گردد. کليد موفقيت در زندگي آن است که تجربيات خود را با توجه به ديدگاه هاي مختلف طوري در نظر آوريد که شما را براي بدست آوردن نتايج بزرگتر کمک کند.

 براي اينکه نظرات و عقايد منفي خود را به مثبت مبدل سازيم ساده ترين راه، تغيير چهارچوب مرجع است. براي تغيير چهارچوب هاي مرجع دو راه عمده وجود دارد. از هر دو طريق مي توان تصورات دروني را تغيير داد، درد و رنج را برطرف کرد و روحيه اي پرنشاط و قوي در خود ايجاد نمود. يکي تغيير زمينه و ديگري تغيير محتوي.

تغيير زمينه اين است که نشان دهيم هر اتفاق يا تجربه ناخوشايند، نامطلوب و ناراحت کننده، مي تواند عملاً در زمينه ديگر نتايج بسيار مفيدي داشته باشد. در بسياري از داستان هاي کودکانه، شخصيت هاي داستان داراي عيوب ظاهري هستند که در جايي موجب نجاتشان مي شود.

اختراعات بزرگ نيز ناشي از وجود گرفتاري ها و دشواري هاست. زماني نفت عنصر نامطلوبي تلقي مي شد، زيرا زمين هاي کشاورزي را چرب و غيرقابل استفاده مي کرد، ولي امروزه ميدانيم که اين ماده چه ارزشي دارد. افراد مبتکر و پيشگام مي توانند منابع خود را در راه هاي مفيد و پولساز بکار اندازند.

تغيير محتوي عبارت از اين است که همان وضعيت ها را عيناً در نظر بگيريم ولي معناي آنها را عوض کنيم. بعنوان مثال شما ممکن است بگوئيد " پسرم دائماً وراجي مي کند، خفه هم نمي شود" تغيير محتوي اين است که بگوئيد " پسرم حتماً جوان هوشمندي است، چون هميشه حرفي براي گفتن دارد." تغيير زمينه و محتواي هر محرک، معني متفاوتي را به مغز ارسال مي کند و در نتيجه روحيه و رفتار شخص تغيير مي کند.

هيچ چيز در جهان بنفسه خوب يا بد نيست، مگرآنکه ما آنرا چنين تصور کنيم. شما قدرت کنترل وجود خود را داريد. مي توانيد مغز خود را اداره کنيد. شما هستيد که در زندگي به نتايج دلخواه مي رسيد. تغيير چهارچوب هاي ذهني، يکي از نيرومندترين شيوه هايي است که بکمک آن مي توانيد نحوه تفکر خود را در مورد امور عوض کنيد. شما هر واقعه را در چهارچوب خاصي قرار مي دهيد. گاهي با تغيير واقعه، آن چهارچوب را عوض مي کنيد. اکنون کمي راجع به اين وضعيت فکر کنيد:رئيس من هميشه بر سرم داد مي کشد.اين جمله را مي توان در چهارچوب ديگري چنين تعبير کرد: خيلي عالي است که رئيس شما به خود زحمت مي دهد و اشتباهاتتان را يادآوري مي کند. مي تواند بدون سؤال و جواب اخراجتان کند.

تغيير چهارچوب هاي ذهني هم در زمينه برقراري ارتباط با خود و هم در زمينه ارتباط با ديگران داراي اهميت است. اهميت آن در ارتباط با خود، معنايي است که به هر واقعه مي دهيم. در مقياس وسيع تر نيز يکي از نيرومندترين وسايل ارتباطي است. کسي که بتواند چهارچوب يا زمينه معيني را ايجاد کند قدرت نفوذ در ديگران را دارد. خواه در زمينه فروش و بازاريابي باشد خواه در هر زمينه ديگري که مستلزم ترغيب يا مجاب کردن ديگران است. بيشتر موفقيت هاي بزرگ، از تبليغات بازرگاني گرفته تا انتخابات و سياست بر پايه تغيير چهارچوب هاي ذهني، يعني تغيير نحوه تصور و ادراک مردم بمنظور تغيير احساس يا رفتار آنان است. نفوذ در افراد و تشويق و ترغيب آنان چيزي جز تغيير چهارچوب هاي ذهني نيست.

بيشتر چهارچوب هاي ذهني ما را ديگران مي سازند، نه خودمان. کسي ديگر چهارچوب ذهني مارا تغيير مي دهد و مانسبت به آن واکنش نشان مي دهيم. تبليغات چيست؟ عملي است که شرکت هاي بزرگ صنعتي انجام مي دهند تا چهارچوب هاي ذهني مردم را عوض کنند.

بسياري از ما، کار بازسازي چهارچوب هاي ذهني را، در ارتباط با ديگران آسانتر به انجام مي رسانيم تا در ارتباط با خود. فقط افراد کمي وقت خود را صرف تفکر در اين باره مي کنند که چگونه در هنگام ارتباط با خود چهارچوب هاي ذهني را عوض کنند. واقعه اي براي ما اتفاق مي افتد، آنرا در ذهن خود بنوعي تصوير مي کنيم. سپس آنرا رها مي سازيم، گويي اين تصوير هميشه بايد به همان صورت در ذهن بماند. اين کار همان قدر مضحک است که اتومبيل را روشن کنيم، آنرا راه بيندازيم و سپس آنرا رها کنيم که هرجا خواست برود. بايد وقايع زندگي را در چهارچوب هايي قرار دهيد که براي شما مفيدتر واقع شوند. يکي از راه هاي اين کار، تفکر دقيق و آگاهانه است. شرط اوليه براي اينکه بتوانيد چهارچوب هاي ذهني خود را عوض کنيد آن است که وقايع ملال آور را بصورت بيگانه مجسم ساخته از ديدگاهي نو به آنها بنگريد. آنگاه خواهيد توانست تصورات دروني خود را عوض کنيد و در حالات جسمي خود نيز تغيير ايجاد کنيد.

گفتيم يکي از راه هاي تغيير چهارچوب ذهني آن است که واقعه يا رفتار معيني را بصورت ديگري معني کنيم. در مواردي که مشکل پيچيده اي وجود داشته باشد ممکن است لازم باشد يک رشته تغييرات کوچک در چهارچوب هاي ذهني بدهيد تا اينکه بتدريج اما بطورکامل، حالت روحي دلخواه حاصل شود. بطورکلي با روش تغيير چهارچوب هاي ذهني مي توان احساسات منفي را تقريباً نسبت به هرچيزي از ميان برد. نکته مهمي که بايد بخاطر داشته باشيد اين است که همه رفتارهاي انساني داراي هدفي است. کسي که سيگار مي کشدقصدش اين نيست که مقداري مواد سرطان زا را وارد ريه خود کند. علتش آن است که سيگار، در بعضي از موقعيت هاي اجتماعي به او آرامش و احساس راحتي مي بخشد. يعني اعتياد به سيگار براي او نتيجه خاصي دارد و آنرا در جهت رفع نيازي مي کشد. بدين جهت در بعضي موارد تغيير رفتارها، بدون روبروشدن با نيازي که در پشت آن رفتارها پنهان است غيرممکن است.

هريک از رفتارهاي انسان، در جهت رفع نيازي است. مي توان کاري کرد که افراد نسبت به سيگار تنفر پيدا کنند، اما بنظر من بايد رفتارهاي تازه اي را جايگزين آن کرد بطوريکه عوارض جنبي منفي نداشته باشند. اگر سيگار موجب احساس آرامش، اعتماد و تمرکز در فردي مي شود، بايد کاري کرد که نيازهاي مزبور بنحوي حساب شده، توسط رفتارهاي ديگري رفع شوند.


براي رفع پرخوري مي توانيد به شعور ناخودآگاه خود مراجعه کنيد و ببينيد که اين رفتار، در گذشته چه مزايايي براي شما داشته است. ممکن است متوجه شويد که هنگامي که احساس تنهايي مي کرده ايد، غذا را بمنظور تغيير روحيه مي خورده ايد. يا اينکه غذا به شما احساس جمعيت خاطر و آرامش مي داده است. ممکن است راه هايي بنظرتان برسد که احساس همبستگي و همکاري و يا امنيت و آرامش کنيد.مي توانيد عضو يک باشگاه ورزشي شويد تا هم با افراد ديگر ارتباط پيدا کرده در کنار دوستان تازه احساس اطمينان و آرامش نمائيد و هم اينکه لاغرتر شويد و سپس با بدست آوردن تناسب اندام، بازهم اعتماد به نفس شما افزايش يابد.


تا اينجا توجه ما بيشتر به راه هايي بود که افکار و رفتارهاي منفي را به مثبت مبدل کنيم اما نبايد شيوه تغيير چهارچوب هاي ذهني را بعنوان روش درماني در نظر گرفت. بلکه در واقع روشي براي درک امکانات و استعدادهاست. خصوصياتي که بتوان آنها را از اين طريق بهبود بخشيد، معدودند. رهبران و استادان فن ارتباط در کار تغيير چهارچوب هاي ذهني نيز مهارت دارند. آنان مي دانند که چگونه در افراد انگيزه ايجاد کنند و روحيه آنان را تقويت نمايند و براي اين کار از هر اتفاقي بهره برداري کنند.


 داستان معروفي از تام واتسون بنيان گذار شرکت " آي – بي – ام " نقل مي کنند که يکي از کارکنانش اشتباه بزرگي مرتکب شد و مبلغ ده ميليون دلار به شرکت ضرر زد. اين کارمند به دفتر تام واتسون احضار شد و پس از ورود گفت " تصور مي کنم که بايد از شرکت استعفا دهم ". تام واتسون گفت " شوخي مي کنيد. ما همين الان مبلغ ده ميليون دلار بابت آموزش شما پول داده ايم. "

 

منبع:http://www.jahadstudingunit.parsiblog.com/672483.htm


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 21:51 موضوع | لینک ثابت


نظریه عقلانی-عاطفی آلیس

 
نظریه درمانی عقلانی-عاطفی آلیس 

 

زندگی نامه آلبرت آلیس 

          آلبرت الیس در سال 1913 م متولد شد . در سال 1934 درجة لیسانس خود را از سیتی کالج نیویورک و در سال 1943 م فوق لیسانس ، و در سال 1947 ، درجة دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد . در سال 1943 م ، بطور خصوصی به مشاوره و روان درمانی در زمینة خانوادگی ، ازدواج و امور جنسی اشتغال ورزید . الیس در اوایل کارش ، در مشاورة ازدواج و خانوادگی ، اصولاً بیشتر اوقات ، به شیوه ای آمرانه به ارائه اطلاعات به مراجعانش می پرداخت . الیس با روشها و نظریة روانکاوی توافقی نداشت ، زیرا شیوه های روانکاوی در مقایسه با نظرات خودش چندان فعال و هدایت شده نبودند . بدین ترتیب آلیس ، به نظریات یادگیری و تغییر رفتار از طریق اصول یادگیریهای شرطی روی آورد . الیس در سال 1945 میلادی به بعد ، شیوة درمان عقلانی –  عاطفی را موثرتر از سایر روشها دانست و همواره سعی کرد از آن در درمان بیماران استفاده نماید .

تاریخچة تحول تفکر الیس :

         سرمشأ فلسفی نظریة الیس به افکار برخی از فلاسفة رواقی ، به خصوص زنو ، سیسرو ، اپتیکوس بر می گردد . اپتیکوس معتقد بود که انسانها بوسیلة اشیاء بر آشفته نمی شوند ، بلکه نگرشی که نسبت به امور پیدا می کنند آنها را  بر آشفته می سازد . در حیطة مذاهب چند تن از متفکران آیینهای باستانی تائو و بودا نیز بر دو نکته اصلی از رواقیون تأکید کرده اند . اول اینکه ، به نظر آنها ، عواطف انسان اساساً زادة فکر انسان است و دوم آنکه درمانگر برای تغییر و کنترل احساسات مراجع باید عقاید فرد را دگرگون کند .

         از میان روان درمانگران جدید ، که با الیس از دیدگاه فسفی تجانس فکری دارند می توان به آلفرد آدلر اشاره کرد . در زمینة روش مستقیم و فعالی که آلیس به کار می برد ، می توان از پیشگامانی نظیر هرتزبرگ ( منتکر شیوة تکلیف دادن) ، برنهایم ، سالتر ( مبدع خواب مصنوعی و تلقین ) دوبوآ و دجرین ( پدید آورندة شیوة ترغیبی در درمان ) نام برد . با توجه به عدم رضایت آلیس از شیوه های روانکاوی سنتی و غیر فعال ، خود به ابداع شیوة فعال و غیر مستقیمی دست زد که آن را روان درمانی عقلانی  و سپس  روان درمانی عقلانی _ عاطفی نامید . در این روش درمان ، منطق و استدلال تا حد امکان به کار بسته می شود و آلیس معتقد است که ناراحتیها و اضطرابهای هر فرد زائیدة افکار غیر عقلانی اوست . در نتیجه او برای درمان اختلالات رفتاری پیشنهاد کرد که باید از آموزش ، استدلال و منطق و هدایت صریح و مستقیم حداکثر استفاده را کرد تا بتوان افکار منطقی تر را جایگزین افکار غیر عقلانی کرد .

مفاهیم بنیادی نظریه آلیس

الف ) نظریة شخصیت

الیس از سه دیدگاه فیزیولوژیک ، اجتماعی و روان شناختی به شخصیت می نگرد .

1 - مبنای فیزیولوژیکی : آلیس معتقد است انسان ذاتاً تمایلات بیولوژیکی استثنایی و نیرومندی برای تفکر و عمل به شیوة خاص دارد ، که این شیوه ممکن است در جهت منطقی و یا غیر منطقی باشد . آلیس جهت تفکر فرد را تابع محیط خانواده و فرهنگی می داند که فرد در آن رشد می کند . آلیس انسان را موجودی می داند که ذاتاً تمایل مفرطی به سهل انگاری در تغییر رفتار خویش دارد . به عقیدة وی انسان مایل است وابستگی خود را به اسطوره ها و تعصبات خانوادگی ، فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی حفظ نماید . به عقیدة الیس دیگر تمایلات ذاتی و نامطلوب هر انسانی احساس نیاز مفرط است به اینکه خود را برتر از دیگران و صاحب همة مهارتها بداند ، توسل به نظرات احمقانه و بد بنیاد ، پرداختن به تفکر آرزومندانه ، توقع به خوش رفتاری از طرف دیگران و .... ، می باشد .

 

2 - مبنای اجتماعی : آلیس می پذیرد که انسان موجودی است اجتماعی ، و معتقد است که  انسان باید در اجتماع مطابق انتظارات خود و دیگران رفتار کند و بش از حد خود مدار و خود بین نباشد . آلیس معتقد است با پافشاری بر نگرش دیگران نسبت به خود و جلوه دادن این نگرش به صورت نیازی مبرم  ، حالتی مرضی و مخرب نفس است . به نظر او بلوغ عاطفی و سلامت روانی ایجاد تعادل مطلوب است و اهمیت افراطی دادن به داشتن روابط متقابل مناسب از جانب فرد .

3 مبنای روان شناختی : آلیس غریزه را به مفهوم کلاسیک قبول ندارد و بیشتر با مزلو در زمینة تمایلات انسان هم عقیده است . او می پذیرد که انسان تمایلی به عشق و محبت ، توجه و مراقبت و تشفی آرزوها دارد و از مورد تنفر قرار گرفتن و ناکامی دوری می جوید . بنابراین وقتی حادثة فعال کننده ای برای فرد بوجود می آید ، ممکن است او بر اساس تمایلات ذاتی خود دو برداشت متفاوت و متضاد داشته باشد . یکی افکار و عقاید منطقی و عقلانی ، دوم افکار غیر منطقی و غیر عقلانی .

در نظریة آلیس دربارة شخصیت ، انسانها تا حد زیادی خود موجد اختلالات و ناراحتیهای روانی خود هستند .

ب ) ماهیت انسان :

         مکتب عقلانی عاطفی فرضیات معینی را در زمینة ماهیت انسان ارائه می دهد .

اولاً معتقد است که انسان موجودی عقلانی و منطقی و در عین حال غیر منطقی و غیر عقلانی است . هنگامی که تفکر عقلانی و منطقی باشد ، موجودی کارامد ، و توانا خواهد بود . ثانیاً تفکر غیر عقلانی از یادگیریهای غیر منطقی اولیه ای حاصل می شود که انسان از نظر بیولوژیکی آمادگی پذیرش آن را دارد . ثالثاً انسان حیوانی ناطق است و تفکر معمولاً  از طریق کاربرد علائم ، یا استفاده از زبان رخ می دهد .

آلیس در زمینة ماهیت انسان نظری بسیار مشابه با نظر پیروان مکتب اصالت دارد . او با آزاد بودن انسان معتقد است و به نظر او تجربة فردی هر انسانی بالاترین ارزش و اهمیت را در زندگی او دارد . انسان موجودی انتخابگر است و می تواند آنچه را که به نفع اوست برگزیند و بالاخره اینکه انسان باید با همة این تواناییها محدودیتهایی را هم در زندگیش بپذیرد . الیس انسانها را موجودی پاسخ دهنده و خلاق می داند ، بدین معنی که نه تنها محرکهای بیرونی را درک میکند بلکه بطور همزمان دربارة آنها به تفکر ، مفهوم سازی و تعبیر و تفسیر دست می زند .

      در واقع آلیس نظریة یادگیری محرک و پاسخ را مردود می داند و دربارة انسان بیشتر بر اساس نظریة یادگیری (S-O R  ) فکر میکند .

ج ) مفهوم اضطراب و بیماریهای روانی :

         آلیس ترس و اضطراب را به شیوة خاص خود توجیه می کند . در نظر او ترس عبارتست از دنبال کردن عقیده و یا نگرش و یا حملات به درون افکنده شده . ترس حالتی پیشگیرانه دارد و شامل این عقیده است که اولاً چیزی یا شخصی خطرناک وجود دارد ، ثانیاً باید در مقابل آن از خود دفاع کرد . اضطراب با ترس متفاوت است ، الیس اضطزاب و اختلالات عاطفی را نتیجة تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی می داند . از نظر الیس کسانی که خود را اسیر افکار غیر عقلانی خود می کنند ، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم ، مقاومت ، خصومت و ... قرار می دهند . انسان بوسیلة اشیاء خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که از اشیاء دارد موجب نگرانی اش می شود .

                 آلیس اضطراب و اختلالات رفتاری را زادة طرز تفکر خیالی و بی معنی انسان می داند .

  اعتقادات غیر منطقی در ذهن از نظر آلیس: 

1-   اعتقاد به اینکه لازمة احساس ارزشمندی وجود حداکثر لیاقت ،کمال و فعالیت شدید است . فرد عقلانی بهترین کارها را به خاطر خودش انجام می دهد نه بخاطر دیگران و درصدد است که از خود فعالیت لذت ببرد و نه از نتایج آن .

2-   اعتقاد به اینکه لازم است همة افراد جامعه او را دوست بدارند و تکریمش کنند . اگر کسی دنبال چنین     خواسته ای باشد مضطرب و ناقض نفس خویش خواهد بود .

3-   اعتقاد فرد به اینکه گروهی از مردم شرور و بد ذات هستند و باید به شدت تنبیه شوند . این عقیده غیر منطقی است ، زیرا معیار مطلقی برای درست یا نادرست بودن وجود ندارد .

4-   اعتقاد فرد به اینکه اگر وقایع و حوادث آن طور نباشد که او می خواهد ، نهایت بیچارگی به بار می آید و فاجعه آمیز خواهد بود . این طرز تفکر غلطی است ، زیرا ناکام شدن احساسی طبیعی است ولی اندوه طولانی یک موضوع غیر منطقی است .

5-   اعتقاد فرد به اینکه بدبختی و عدم خشنودی او بوسیلة عوامل بیرونی بوجود آمده است . انسان توانایی کنترل اندوه و اختلالات عاطفی خود را ندارد و یا اینکه تواناییش اندک است .

6-   اعتقاد به اینکه چیزهای خطرناک و دلهره آور موجب نگرانی می شوند و فرد همواره باید کوشا باشد تا امکان بوقوع پیوستن آنها را به تأخیر بیاندازد . این یک تصور غیر عقلانی است . فرد عقلانی میداند که خطرهای بالقوه آن اندازه که انسان از آنها می ترسد وحشتناک نیستند و اضطراب نه تنها از وقوع آن جلوگیری نخواهد کرد بلکه باعث افزایش آن خواهد شد .

7-   اعتقاد فرد به اینکه اجتناب و دوری از بعضی از مشکلات زندگی و مسئولیتهای شخص برای فرد آسانتر است از مواجه شدن با آنها . این تفکر غیر عقلانی است زیرا اجتناب از یک کار ، سخت تر و دردناکتر از انجام  آن است و باعث کاهش اعتماد به خود می شود .

8-   اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قویتر دیگری تکیه کند . وابستگی شدید به فقدان یا کاهش استقلال ، فردیت و تجلی نفس می انجامد .

9-   اعتقاد فرد به اینکه انسان در باید مقابل مشکلات و اختلالات رفتاری دیگران کاملاً برآشفته و محزون شود . چنین تصوری نیز نادرست است ، زیرا مشکلات دیگران به ما ربطی ندارد و بنابراین نباید شدیداً نگران شویم .فرد عقلانی بجای اضطراب و نگرانی در برابر مشکلات دیگران ، تلاش میکند به دیگران کمک نماید تا رفتارشان را تغییر دهند .

10- اعتقاد به اینکه تجارب گذشته و تاریخچة زندگی تعیین کنندة مطلق رفتار کنونی است و اثر گذشته را در تعیین رفتار کنونی افراد نمی توان نادیده انگاشت . فرد عقلانی با بررسی اثرات رفتار گذشته ، نسبت به تغییر رفتار کنونی خود اقدام می نماید .

11- اعتقاد فرد به اینکه  برای هر مشکلی فقط یک راه حل وجود دارد و اگر انسان به آن راه حل دست نیابد ، بسیار وحشتناک خواهد بود . این طرز فکر اشتباه است ، زیرا هیچگاه راه حل کاملی وجود ندارد و نتایجی که فرد از عدم دستیابی به این راه حل تصور می کند غیر واقعی است و به اضطراب می انجامد . فرد عقلانی می کوشد تا راه حلهای متعددی را برای مشکل خویش بیابد و از میان آنها کاملترین را انتخاب نماید .                                                           

        آلیس معتقد است که توسل به این عقاید یازده گانه به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود.

 

منبع:http://www.psychotoday.blogfa.com/post-17.aspx 


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 19:41 موضوع | لینک ثابت


تفکر و اندیشه

تفکر و اندیشه انتزاعی به بهترین وجهی آدمیان را از یکدیگر و از سایر موجودات مجزا می کند.تمدن ها,فرهنگ ها,نظریات علمی,اندیشه های فلسفی و همچنین اختراعات و مصنوعات بشری حاصل نهایت توان فکر و اندیشه بوده است.رنه دکارت فیلسوف معروف فرانسوی ارزش وجودی خود را به تعقل و اندیشه می داند.جمله معروف دکارت که می گفت:"من می اندیشم پس هستم" برای همه ما آشناست.اندیشیدن درنظر این فیلسوف بزرگ آنقدر حائز اهمیت بود که باور داشت آدمی در هرچه شک کند در وجود ذهن و اندیشه نمی تواند شک کند.

مولوی شاعر و عارف بزرگ ایرانی نیز در اهمیت اندیشه چنین می گوید:

ای برادر تو  همان اندیشه ای             مابقی تو استخوان و ریشه ای

گرگل است اندیشه ات تو گلشنی      ور بود خاری تو هیمه گلخنی

جان نباشد جز خبر در آزمون              هر که را افزون خبر جانش فزون

جان ما از جان حیوان بیشتر                از چه؟زان رو که فزون دارد خبر

افرادی که توانستند دست به ابتکار بزنند و از خود خلاقیت نشان دهند,می دانند که تفکر عامل بسیار مهمی جهت نیل به مقاصدشان بوده است.نظریات مهم علمی و اختراعات افراد,درنتیجه فکر و اندیشه مداوم حاصل شده است.بی جهت نبوده است که بسیاری از فلاسفه,انسان را حیوان متفکر معرفی کرده اند که مقصود,ارزش نظام فکری نزد این دسته از فلاسفه بوده است.آنان می دیدند که انسان ها توانسته اند با گذر زمان پیشرفت کنند و تکنیک نوینی را به وجود آورند که نتیجه تفکر بالاتری نسبت به گذشته بوده است.

بنابراین در همه حال باید ذهن را به چالش کشاند و حضوری فعال در اندیشیدن داشت.دانایی در همه امور و ارکان زندگی لازم است.نتیجه اندیشه فعال و دانایی, گسترش آگاهی ها و هوشیاری است و بدین طریق جامعه ای فعال,پویا و موفق خواهیم داشت.



 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 3:32 موضوع | لینک ثابت


اصل "اعتدال و میانه روی" در زندگی

از مهمترین اصولی که افراد و هر جامعه ای باید سرلوحه کار خویش قرار دهند,پرهیزاز هرگونه افراط و تفریط است.زیاده روی در امور مشکلات خاصی را به همراه دارد,هم چنان که کوتاهی در انجام کارها نیز نامطلوب و مضر است.اعتدال و میانه روی در هر کاری لازم است در خوردن و پوشیدن,رفتار-گفتار و پندار,تولید و مصرف,کوشش و فعالیت در امور زندگی,تفریح و استراحت و...

در عالم عمل ارسطو و افلاطون هردو معتقدند که هدف و غایت سلوک و رفتار هرکسی خوشبختی است و راه به دست آوردن آن "اعتدال و میانه روی" است که ارسطو آن را به "وسیله طلایی" تعبیر می کند.

وقتی خطری پیش می آید ما به سه طریق با آن مواجه می شویم:یا افراط می کنیم و بی باکانه به پیشواز آن می رویم یا تفریط می کنیم و با بزدلی از برابر آن می گریزیم و یا حد اعتدال را نگه می داریم و شجاعانه با آن روبرو می شویم.در هر وضعی این سه حالت وجود دارد,یعنی حالت افراط,حالت تفریط و حدواسط.به این ترتیب راستگویی حدواسط چاپلوسی و بدگویی,بخشندگی حدواسط میان اسراف و بخل و مناعت حدواسط میان خودستایی و خود خوار داشتن است. 

اما چگوته می توانیم حدواسط یا راه میانه و معتدل را انتخاب کرد؟ازطریق تعلیم و تربیت مناسب.یک انسان خوب کسی است که هم افعال خوب و هم اندیشه های زیبا داشته باشد.در اینجا هم ارسطو و افلاطون هم عقیده اند.هر دو تاکید می کنند که بدبختی نتیجه سوعمل است و سوعمل به نوبه خود از نادانی و جهل ناشی می شود.ولی خوشبختی نتیجه عمل و رفتار درست است و رفتار درست حاصل دانایی است.سقراط می گفت:"خود را بشناس و آنگاه قادر خواهی بود که خویشتن را با عالمی سازگار سازی".

امروزه در علوم مختلف پیشرفت های بسیاری حاصل شده است هم در علوم انسانی هم چون روانشناسی,جامعه شناسی,اقتصاد و تاریخ و... و هم در علوم طبیعی فیزیک,شیمی,زیست شناسی و غیرو.فیلسوفان نیز همانند دیگر دانشمندان نظریات متفاوت و مهمی در ارتباط با علم فلسفه مطرح کرده اند.اما ذکر این مسئله مهم است که اگرچه پیشرفت علوم نتیجه گوناگونی آرائ و به وجود آمدن مکاتب متفاوت در همان علم بوده است,ولی باید متذکر شد که هرگز نباید نظریه خود را آخرین و کاملترین نظریه دانست و همچنین نباید با تعصب خاص مطرح شود.مثلا بسیاری از نظریات و مکاتب مهم و متفاوت علم روانشناسی را باید مکمل هم دانست,نه اینکه مخالف و  در مقابل هم قرار داده شوند چراکه هریک بخشی از واقعیت را مطرح می کنند.

اهمیت دادن مطلق و صرف به فرد که دیگر جایی برای جمع نباشد هم نادرست است.به همین ترتیب طرفداری صرف از گروه یا جمعی خاص نیز اشتباه است.باید به فرد و جمع تواما اهمیت داده شود.

بنابراین در علوم انسانی و طبیعی هم باید حدواسط را رعایت کرد و تابع سیستم های باز بود نه سیستم های بسته.باید روشی را انتخاب کرد که بهترین شیوه را را در شرایط زمانی و مکانی داراست و ازطرفی اجازه نگرش مجدد جهت بازنگری و انتقاد را نیز می دهد.در چنین سیستمی است که انتقادات صحیح را که درحقیقت اهمیت دادن به تفکر دیگران می باشد و عاملی مهم جهت رشد و توسعه علوم محسوب می شود به دلیل انعطاف پذیر بودن قبول می کند.

 


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 13:50 موضوع | لینک ثابت


تضادها-اضطراب یا انتخاب

آدمی از همان آغاز جوانی,احساس دوگانگی و تضاد را در خود و دیگران می یابد.عموما تضادها ناشی از تعامل فرد با محیط و اجتماع است.عدم برخورد صحیح ازطرف خانواده ها می تواند از همان کودکی بذر دوگانگی را بیافریند.اجتماعی که قانونمند نباشد و مسئولان آن جامعه در ارائه سرویس دهی به افراد درست عمل نکنند,طیف وسیعی از تضادها و کشمکش های درونی را ایجاد می کند.تغییرات نامطلوب محیطی نیز می تواند در افراد چنین حالت هایی را بوجود آورد.

اگر تضادهای درونی در اولین فرصت ممکن برطرف شوند,آرامش روانی-ذهنی را درپی خواهند داشت.عدم برطرف شدن تضادها در زندگی,اضطراب را هر بار به دنبال خواهد داشت و با ادامه و تشدید این وضعیت,اضطراب در طی زمان جزئی از وجود فرد شده به طوریکه گاها اضطراب های ناخودآگاه را نیز به دنبال خواهد داشت و شاید روزی فرد را در خطر بیماری افسردگی نیز قرار دهد.

هر فردی با انتخاب های آگاهانه یا ناآگاهانه خود درپی رفع کشمکش ها و تضادها می باشد.بهترین طریق برای مبارزه با چنین حالت های متضاد,تفکر و اندیشه فرد درباره موضوع موردنظر است به طوریکه به گزینش صحیح بیانجامد و یا حداقل به واقعیت نزدیکتر باشد.انتخاب یک راه و عمل کردن به آن به ویژه اگر به واقعیت نزدیکتر باشد بسیار بهتر و سنجیده تر از انزواطلبی و عدم تصمیم گیری در حالت های دوگانه است.بنابراین با انتخاب های صحیح قادریم بر تجربیات مثبت خود و درنتیجه اعتماد به نفس و اطمینان خاطر خود بیفزائیم و تنها از این طریق است که می توانیم در حل وضعیت های دوگانه دیگر و حتی پیچیده تر به طریقی بهتر و مناسب تر عمل کنیم.  


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 ساعت 18:59 موضوع | لینک ثابت


قدرت

عموما قدرت دو جنبه دارد:قدرت فردی و قدرت جمعی.هر فردی میزانی از قدرت را در جامعه داراست و با موفقیت در حرفه خود می تواند میزان آن را افزایش دهد که درصورت استفاده صحیح از موقعیت ها, زمینه موفقیت ها و قدرت بیشتری را در آینده فراهم  می کند.مطرح شدن در صحنه های جهانی توسط فرد یا گروه ها در عرصه های مختلف نمونه ای از حضور قدرت جمعی است که هم بر اعتماد به نفس افراد و غرور ملی موثر واقع می شود وهم باعث افزایش سرمایه گذاری در آن کشور می شود که خود عاملی بسیار مهم و تعیین کننده جهت بهبود مناسبات اقتصادی جامعه و افراد می باشد.

بنابراین موفقیت و پیشرفت در زمینه های فردی یا اجتماعی,باعث افزایش قدرت می شود و با افزایش قدرت فردی و اجتماعی, بسترهای لازم جهت بهره مندی افراد و جامعه از امور زندگی بهبود می یابد.البته بسیار واضح و روشن است که در زمینه قدرت اجتماعی این رشد باید در همه زمینه ها باشد به خصوص در حوزه اقتصاد که برای ورود به حوزه های دیگر ضروری است.  


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت


برطرف کردن نقاط ضعف و عوامل محدودکننده

هنگامی که هدف خاصی را دنبال می کنیم ممکن است سه حالت اتفاق بیفتد یا طرح موردنظر,طبق خواسته ازقبل تعیین شده ما پیش می رود یا ممکن است درحین انجام کار با مشکل غیرقابل پیش بینی روبرو شویم و یا قبل از شروع کار موردنظرمان,مشکلات قابل پیش بینی بودند.در حالات دوم و سوم باید عامل یا عوامل محدودکننده اصلی که نقاط ضعف ما محسوب می شوند را برطرف کرد.تنها از این طریق است که میزان اطمینان ما به هدفی را که دنبال می کنیم افزایش می یابد و زمینه موفقیت و کامیابی فراهم می شود.


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 23:25 موضوع | لینک ثابت


پیام هایی از بزرگان(2)

انضباط فردی یعنی توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی انجام شود,خواه مایل به انجام آن باشیم خواه نباشیم.

                                                                             البرت هوبارد

 

درزندگی تان عادت کنید کارهایی را انجام دهید که از آن می ترسید,در این صورت مرگ ترس حتمی است.

                                                                           رالف والدو امرسون

 

اصولا کارهای مهم و بزرگ بوسیله افراد مصر, نه افراد قوی انجام می شود.

                                                                          ساموئل جانسون 

                                                                                                                                       افراد موفق ارزش های روشن,افراد ناموفق ارزش های مبهم و افراد شکست خورده ارزش های غیرواقعی دارند.

                                                                          برایان تریسی

                                                                            


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 1:21 موضوع | لینک ثابت


عوامل موثر بر بهبود روابط اجتماعی

در دنیای امروز مناسبات و روابط اجتماعی ازجمله مهمترین عوامل موفقیت افراد محسوب می شود.کامیابی و موفقیت بدون برقراری روابط اجتماعی مناسب تقریبا غیرممکن است.مثلا بسیاری از کارکنان یک سازمان به نوعی(کمتر یا بیشتر)به یکدیگر وابسته اند و یا فردی را خارج از سازمان مربوطه درنظر بگیرید که کارش در ارتباط با همین سازمان قابل انجام می باشد.در هر دو مورد ما با اشخاص سروکار داریم,افرادی که انسانند و عموما نسبت به نوع برخورد دیگران با خود شدیدا حساس می باشند(هم چنان که خودمان هم اینگونه ایم).بدون تردید افرادی که روابط اجتماعی بهتری برقرار می کنند,شاهد موفقیت های بیشتری خواهند بود.

مهمترین عواملی که در بهبود روابط اجتماعی نقش دارند عبارتند از:

  1. تحسین و تعریف واقعی از دیگران
  2. لبخند زدن یا تبسم
  3. جدی بودن همراه با شوخ طبعی با توجه به شرایط
  4. ظاهر مناسب و آراسته
  5. انتقادپذیر بودن
  6. حفظ روحیه اعتماد به نفس
  7. تناسب حرکات و رفتار
  8. بیان و کلام مناسب
  9. آمادگی داشتن جهت پذیرش مسئولیت های بزرگتر
  10. شکستن تفکرات سنتی 
  11. پویایی و عدم ایستایی
  12. پرهیز از کینه و انتقام جویی
  13. حفظ خونسردی
  14. پرهیز از تعصب
  15. نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران
  16. احترام گذاشتن به دیگران
  17. شنونده خوب بودن

بقیه موارد را دوستان می توانند در بخش نظرات عنوان کنند و درصورت تکراری نبودن  به لیست اضافه می گردد.

 

 

 

     


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 19:22 موضوع | لینک ثابت


احساس گناه

ازجمله عوامل شکست و عدم موفقیت افراد, بیماری احساس گناه می باشد."روژه مو کی یلی" در کتاب عقده های روانی به ترجمه آقای محمدرضا شجاع رضوی در ارتباط با پدیده احساس گناه چنین می نویسد:

"عقده احساس گناه ازآن کسانی است که تقریبا همیشه در احساس ارتکاب خطا,ترس از بدکاری,خجلت از خویشتن و در اطمینانی باطنی از مشروع نبودن و شایستگی سعادت را نداشتن به سر می برند.آنچه که در اعترافات افراد مبتلا به عقده احساس گناه جلب توجه می کند گونه ای وسواس اخلاقی و وجدان اخلاقی افراطی است.این وجدان به معنای واقعی کلمه,وجدان اخلاقی نیست.چون توانایی ارزشیابی خوب و بد را بنابر معیارها یی که آزادانه وضع و یا پذیرفته شده اند را ندارد.

چنین اشخاصی خود را همواره در دادگاهی بی ترحم مورد اتهام می بینند که بدون رسیدگی به واقعیت ها,او را به طور خودکار به حداکثر جریمه محکوم می سازد.وانگهی فرد به طور ملموس این موقعیت مزمن را احساس می کند.او دیگران را چون داورانی احساس می کند و نگاهشان را متهم کننده می یابد و بنابراین احساس نیاز به مخفی ساختن خود و به ویژه پوشاندن صورت خویش می کند."


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 19:11 موضوع | لینک ثابت


صدوبیست اصل یا قانون موفقیت برایان تریسی

این مطالب مهم و ارزشمند از وبلاگی بنام قوانین جهانی موفقیت که آدرس اینترنتی آن در انتها لینک شده  گرفته شده است. با تشکر و سپاس فراوان از آقا یاسر عزیز و به امید موفقیت هرچه بیشتر ایشان در زندگی شخصی و اجتماعی.

120 قانون موفقیت جهانی برایان تریسی عبارتند از:

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
===============
11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .
===============
21- قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .
هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24- قانون خلاقیت
ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26- قانون استقامت
معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .
همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28- قانون احساس
شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29- قانون خوشبختی
کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .
هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .
===============
31- قانون اظهار
هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .
فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .

32- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .
اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33-  قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

36- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .
عشق کور نیست .

37- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39- قانون توجه
شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .
===============
41- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .
برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .
فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .
بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

46- قانون کم کوشی
بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .
بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48- قانون مصلحت
شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .
شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :
- دلیلی که درست به نظر می رسد
- دلیل واقعی
دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50- قانون انتخاب
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید .
===============
51- قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

52- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .
به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است .
چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .

56- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .
شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59- قانون آمادگی
80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .
===============
61- قانون اشتیاق
از طرفین معامله ، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد .
شما تنها در صورتی می توانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید .

62- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید .

63- قانون عدم ختم معامله
هیچ معامله ای تمام شده نیست . اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید .

64- قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم ، جهانی که در آن گنجینه ی عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد .
برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام داده اند .

65- قانون معاوضه
پول وسیله ی معاوضه ی خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر .
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند .

66- قانون سرمایه
سرمایه عبارت از دارایی هایی است که می توان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است .
منابع جسمانی ، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه ی شخصی شماست .

67- قانون پس انداز
همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید . آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز می کنند .
اگر نمی توانید پول پس انداز کنید ، استعداد ثروتمند شدن ندارید .

68- قانون نگهداری
اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست ، بلکه نکته ی مهم اینست که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید .
افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.

69- قانون پارکینسون
مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا می کند تا اینکه به میزان درآمد برسد.به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.
برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید.

70- قانون سرمایه گذاری
قبل از سرمایه گذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید.هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایه گذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید،
درست همانطور که پس از سرمایه گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می کنید.
هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.
===============
71- قانون بهره ی مرکب
جمع آوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره ی مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق می گیرد، شما را ثروتمند می کند.
رمز دست یابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

72- قانون برآیند
موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.
برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

73- قانون جذب
جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.
در حین جمع آوری پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید.
 
74- قانون اشتیاق
برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید . اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست.
شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده ی فعالیتهای خود بسنجید . آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟

75- قانون هدف
قطعیت هدف نقطه ی آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دست یابی
به آن برنامه ریزی کنید . تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.

76- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروت های پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راه های مختلف بوجود می آید.
هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود.

77- قانون کارآفرینی
مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله ی اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند
نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

78- قانون خودساختگی
بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود
حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع می کنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع می کنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.

79- قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.

80- قانون ریسک
در هر کاری ، بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ی مستقیم وجود دارد.
کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند.
===============
81- قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود.
در تجارت ، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.

82- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ی کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد.
موانعی که در حین کار ظاهر می شود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید.

83- قانون هدف تجارت
هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه ی فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد.
سود نتیجه ی پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.

84- قانون سازمان
یک موسسه ی تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن و حفظ مشتری است تشکیل شده است .
وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد.

85- قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است.
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه ی خدمات بهتر به مشتری است.

86- قانون مشتری
مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.
یک برنامه ریزی خوب تجاری ایجاب می کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید.

87- قانون کیفیت
کیفیت آن چیزی است که مشتری می گوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم می گیرد.
توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده ی موفقیت شما در بازار است.

88- قانون کهنگی
هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد.
محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار می گیرد.
معجزه ی جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟

89- قانون ابتکار
برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده ی خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
پیشرفت در تجارت نتیجه ی یافتن راههای سریع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است.

90- قانون عوامل ضروری موفقیت
هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد . این عوامل، تعیین کننده ی چگونگی عملکرد شما هستند.  
کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند تعیین کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات ، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.
===============
91- قانون بازار
قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی ، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد ، بپردازد .
همیشه حق با بازار است .

92- قانون تخصصی کردن
برای موفقیت در تجارت ، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید .
یکی از دلایل اصلی شکست در تجارب غیر تخصصی کار کردن است .

93- قانون تمایز
در یک بازار رقابتی ، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند .
برای رقابت در بازار ، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند .

94- قانون تعیین خریدار
موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروه هایی است که در بازار ، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند .
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟
- کجا هستند ؟
- علت خرید آنها چیست ؟

95- قانون تمرکز بازار
موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند .
تعیین و متمرکز کردن تلاش هایتان روی این گروه خاص و اصلی ، رمز سوددهی است .

96- قانون برتری
بازار تنها برای عملکرد برتر ، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی می پردازد .
اولین کار در مدیریت ، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید .

97- قانون احتمالات
هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .
هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید ، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود .

98- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .

99- قانون جذب
شما در زندگی ، افراد ، ایده ها و موقعیت هایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .
هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا می کنید که مردم به آن شـــانس می گویند .

100-  قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد ، میزان شانس خود را در زندگی افزایش می دهید .
هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید : " می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم می افتد . "
===============
101- قانون فرصت
بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های پیرامون شماست .
بزرگترین فرصت شما ، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست ، در کار ، حرفه ، تحصیل ، تجربه یا علایق فعلی شما .

102- قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .

103- قانون دانش
در هر زمینه ای ، شخصی که دانش و مهارت گسترده تری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد .
دانش و مهارت گسترده ، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می کند و در نتیجه فرصت هایش را افزایش می دهد .

104- قانون پیش فرض ها
پیش فرض های نادرست ریشه ی شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .
پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد ، راه را برای یافتن پیش فرض های جدید و دگرگونی های لازم باز می کند ، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد .

105- قانون وقت شناسی
وقت شناسی همه چیز است . اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید ، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید .
" در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند ." (ویلیام شکسپیر )

106- قانون انرژی
هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید ، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر می شود .
بهترین ایده ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می آید .

107- قانون روابط
هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیت های بهتری به دست خواهید آورد .
افرادی که شما را دوست دارند به شما ایده های جدیدی می دهند و راه موفقیت را برای شما باز می کنند .

108- قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .

109- قانون رشد
اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا می زنید . اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید .
یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهید .

110- قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است . چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در می آید .
رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه ی کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است .
===============
111- قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )

112- قانون خودشکوفایی
شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ی خود به آن نیاز دارید بیاموزید .
آنهایی که می آموزند توانا هستند .

113- قانون استعدادها
در درونتان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید .
از چه قسمت هایی از کارتان بیشتر لذت می برید و آنها را خیلی خوب انجام می دهید ؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست .

114- قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به  کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

115- قانون موقعیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند . در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است ، برابر یا بیشتر از سود حاصل از  انجام کار مورد نظر .
در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید .

116- قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

117- قانون سخت کوشی
موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی بدست می آید .هنگامی که شک دارید موفق می شوید یا نه ، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید .
هنگامی که مشغول کار هستید ، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید .

118- قانون بخشندگی
هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

119- قانون پذیرش
اینکه چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .

120- قانون خوش بینی
نحوه ی تفسیر و توجیه تجربیاتتان ، تفکرات و احساسات شما را شکل می دهد .
اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایه ریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمی تواند سد راهتان شود .

منبع:      http://www.b-tracy.blogfa.com/ 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 2:1 موضوع | لینک ثابت


اضطراب- خشم-استرس

اضطراب و خشم فرایندهای ذهنی را شدیدا کاهش می دهند.بنابراین در حالت فشارهای روحی-روانی,اتخاذ تصمیمات عموما صحیح نخواهد بود ولی با فروکش کردن اضطراب و خشم,مغز و ذهن امکان بیشتری را جهت حلاجی مسائل دارند و نهایتا طریق بهتر و صحیحتری را برای استراتژی های جدید ایجاد می کنند.کنترل استرس و هیجانات شدید از احتمال بروز آسیب های مادی و جسمی به خود و دیگران جلوگیری می کند و هر فردی لازم است در این حالات با یک رفتار منطقی پیش بینی های لازم را درنظر گیرد چراکه پشیمانی بعد از وقوع حادثه سودی ندارد.

کنترل استرس عاملی مهم جهت جلوگیری طیف وسیعی از بیماری هاست,درحالیکه عدم کنترل استرس به خصوص درصورت مزمن شدن صدمات جبران ناپذیری به بافت های بدن به ویژه قلب و مغز وارد می کند, چراکه یکی از عوامل مهم زمینه ساز بروز سکته های قلبی و مغزی استرس می باشد. 


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 22:29 موضوع | لینک ثابت


پیامهایی از بزرگان(1)

  • کسی به حساب می آید که دیگران را به حساب آورد.

                                                         مالکم س.فوربس

  • اگر مدام ورد زبانمان این باشد که اوضاع خراب خواهد شد,هیچ بعید نیست پیشگو شویم.

                                                                 ایزاک سینگر

  • بزرگترین کشف نسل من کشف این امر بوده که آدمی می تواند با دگرگون کردن طرز فکرش,زندگی خود را دگرگون کند.    

                                                                 ویلیام جیمز

  • آدمها فقط در یک چیز مشترکند;آن هم متفاوت بودن است.

                                                             رابرت زند

 


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 22:22 موضوع | لینک ثابت


مقاومت به هنگام بروز بحران

مشکلات و مصائب گریزناپذیر است.آنچه افراد موفق را از افراد ناموفق مجزا می کند مقاومت در برابر بحران هاست.افراد موفق برخلاف اشخاص ناموفق به هنگام بروز بحران جا خالی نمی کنند بلکه با اتخاذ تصمیم صحیح و راهکار مناسب,جهت رفع مانع و مشکل حرکت می کنند.


 

نوشته شده توسط ابراهیم برزکار در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 0:17 موضوع | لینک ثابت