انجام کارهای غیرضروری یعنی ازدست دادن زمان و شکست حتمی در انجام هرگونه فعالیتی.نکته کلیدی موفقیت و پیروزی انجام امور پایه و کارهای ضروری است.
بیشتر خستگی های روزانه ما ناشی از عدم رضایت شغلی یا انجام خود کار می باشد.اگر از شغل خود ناراضی هستیم حتما باید به دنبال یک راهکار مناسب باشیم ولی اگر مجبور به انجام کاری هستیم لازم است که به کار به عنوان تفریح نگاه کنیم.در این صورت تنش و اضطراب فرد کاهش و عملکرد و موفقیتش افزایش می یابد.
با توجه به توضیح فوق اهمیت تشویق و تحسین کاملا واضح و روشن است.بنابراین اگر فردی در حرفه اش دقیق می باشد و یا طرح و ایده جدیدی ارائه کرده است از وی تعریف و تمجید کنیم و در این گونه موارد در تعریف و تشویق کردن سخاوت داشته باشیم.تحسین و تعریف از دیگران موجب افزایش کارایی,ایجاد روحیه نشاط و بروز خلاقیت می گردد.البته تحسین می تواند جنبه شخصی نیز داشته باشد و فرد خودش را درصورت انجام کاری مثبت یا ابتکار عملش مورد تحسین قرار می دهد و باعث افزایش اعتماد به نفس و خلاقیت خود می شود.
وجود فرهنگ تشویق و تحسین در خانواده میان والدین و والدین با فرزندان باعث حفظ و ثبات زندگی مشترک و استحکام خانواده می گردد و میزان موفقیت هرکدام از اعضا به طور چشمگیری افزایش می یابد.به همین ترتیب تعریف و تمجید از دانش آموزان,دانشجویان,کارمندان,دبیران,شاغلان و اساتید موفق و... کارایی و عملکرد آنان را در جامعه افزایش می دهد.
مطمئنا وجود فرهنگ تشویق در جامعه و حکومت باعث پیشرفت علمی و اقتصادی و همچنین بهبود مناسبات اجتماعی و اخلاقی می گردد.غرور ملی,روحیه نشاط و فرهنگ کار و تلاش افزایش می یابد و زمینه بروز خلاقیت افراد فراهم می شود.
لحظه اکنون می تواند لحظه ای آرامش بخش همرا با احساس زیبایی باشد یا یک زمان مناسب برای تصمیم گیری جهت انجام فعالیتی.شاد بودن به فردا بستگی ندارد و شاید فردایی هم در کار نباشد.اگر اکنون بدنی سالم داریم قدر آنرا بدانیم که در زمان بیماری شاید دیگر دیر شده باشد.چرا که به وقت بیماری مصداق این جمله بسیار زیبای شاعر بزرگ سعدی شیرازی قرار می گیریم که فرمودند:"قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید." به همین ترتیب اگر قرار است کاری یا عملی مثبت انجام دهیم آنرا به فردا موکول نکنیم که برای هر فردایی,فرداهایی دیگر است.
عادت کردن به زندگی در زمان حال,بهترین راه جهت موفقیت و کامیابی است.
اگر برداشت افرادجامعه,فیلسوفان,حکومت,دانشمندان علوم طبیعی و انسانی,سیاست مداران,اقتصاددانان,نخبگان و...از رقابت; معنای اصلاح و بهتر شدن باشد,تنش ها کاهش و امنیت افزایش می یابد.افراد به جای اینکه یکدیگر را تخریب کنند درجهت افزایش کارآمدی حرکت می کنند.مطمئنا این نوع تفکر باعث بهبود مناسبات اجتماعی و اقتصادی می گردد و عدالت معنای بهتری می یابد.
اگر در حوزه فردی نیز نسبت به مفهوم رقابت به همین دید تغییر مثبت و بهتر شدن نگاه کنیم هم ازنظر اقتصادی می توانیم پیشرفت کنیم و هم ازنظر روحی شرایط مطلوب تری را تجربه خواهیم کرد.حتی ایجاد روابط صمیمانه(بجای کینه,دشمنی و حسادت)با افراد موفق همکار یا دارای حرفه مشترک,یک راهکار مناسب جهت پیشرفت طرفین می باشد و در درازمدت هر دوطرف از وضعیت و شرایط موجود راضی و خشنود خواهند بود.
حتی تعصب به یک روش علمی خاص خود مانعی بزرگ جهت پیشرفت های علمی است.تاریخ علم نیز گواه این مسئله است.به عنوان نمونه,زمانیکه گالیله(۱۵۴۶-۱۶۴۲م) ثابت می کند زمین مرکز عالم نیست و متحرک می باشد(برخلاف نظریه بطلمیوس و تائید نظریه کوپرنیک),ازطرف متعصبان زمان خود تا پای چوبه دار کشانده شد و اگر توبه اجباری نمی کرد چه بسا مرگش حتمی بود.
به طور کلی تعصب در هر زمینه ای, دور کننده افراد از یکدیگر می باشد.باعث رواج خشونت می شود و تفاهم را ازبین می برد.
بنابراین,افراد ترسو اشخاصی خجالتی هستند.سطح روابط اجتماعی پائین تری دارند و بسیاری از فرصت های کاری را به علت خصلت منفی شان از دست می دهند.همچنین خجالت بیش از حد موجب سواستفاده دیگران هم می شود.اگر مردم احساس کنند که طرف مقابل کمرو و خجالتی است,مطمئنا برخورد مناسبی نیز با فرد مورد نظر نخواهند داشت.
درحقیقت باید گفت که ترس و خجالت یعنی رفاقت با محرومیت.
طبیعت:
ارتباط صمیمی با طبیعت باعث شادابی جسم و روان انسان می گردد.انسان موجودی کاملا مستقل و جدا از طبیعت نیست بلکه جزئی از کل است.کیست که عظمت و شکوه دریا,آسمان پرستاره,رنگین کمان زیبا,کوه های بزرگ و سر به فلک کشیده,تماشای رودخانه ای بزرگ از بلندی, آبشارها,باغی وسیع از گل و گیاه و...را ببیند و تاثیر نپذیرد؟به طور حتم تاثیری ناخودآگاه برای همگان ایجاد می شود,بخصوص برای کسانی که در عمق زیبایی ها و طبیعت فرو می روند.
تنهایی:
تنهایی جهت برنامه ریزی دقیق و یا فراهم کردن طرح و پروژه کاری لازم است.تنهایی باعث تمرکز می شود و ازطریق تمرکز است که به جنبه های اصلی و فرعی شغلی می پردازیم و نواقص کاری را بررسی می کنیم تا جهت رفع موانع گام برداریم.زمان های معینی از تنهایی جهت مطالعات شخصی و یا دسترسی به اطلاعات جدید شغلی ضروری است.در عصر اطلاعات,موفقیت و پیروزی نصیب کسانی می شود که به جدیدترین اطلاعات دسترسی دارند.
اجتماع:
روابط اجتماعی بخش مهمی از زندگی افراد را تشکیل می دهد.همه ما چه از جنبه روانی چه از جنبه شغلی به یکدیگر وابسته هستیم.میزان موفقیت در روابط اجتماعی هم به وضعیت ظاهری,حرکات فرد,تن صدا,حالات چهره,نوع نگاه و بیان,میزان اطلاعات در موضوع مورد نظر,صداقت در گفتار و همچنین روحیه شخص وابسته است.
همین احساس مهم بودن است که باعث بروز خلاقیت ها,ابتکارات,نظریه پردازی ها,تلاش بیشتر جهت کشف قوانین طبیعت,افزایش موفقیت های اقتصادی و تجاری,گسترش فناوری,رقابت دانشمندان و فیلسوفان و ...جهت بسط تئوری ها و نظریه هایشان می گردد.
اهمیت دادن به خود ازنظر رفتاری بسیار مهم بوده و از دو جنبه فردی و اجتماعی قابل بررسی است:
ازنظر فردی احساس مهم بودن درحد اعتدال پسندیده است ولی اگر به خودشیفتگی بیانجامد به معنای خروج از اعتدال و درحقیقت یک نوع بیماری است. از جنبه اجتماعی مسئله "احساس مهم بودن" به ما متذکر می شود که در برخورد با دیگران رعایت ادب و احترام را به همنوع درنظر بگیریم.از این طریق هم پایبندی خود را به اخلاق نشان می دهیم و هم با دادن شخصیت به دیگران و رضایت مندی حس درونی آنها از جبهه گیری آنان نسبت به خود جلوگیری می کنیم.
اگر خواهان موفقیت حرفه ای و اجتماعی در زندگی هستیم,چنین میلی نیز باید در مسیرش هدایت شود.تفکرات جنسی صرف باعث کاهش تمرکز در فعالیت های روزمره می شود و چه بسیار افرادی که به دلیل توجه بیش از اندازه به نیروی قدرتمند جنسی از داشتن یک زندگی سالم,راحت و آسان محروم گردیدند و تفکر خلاق خود را از دست داده و موجب دردسر های فراوان برای خود,خانواده و گاها اجتماع شدند.
بنابراین کنترل کشش ها و تمایلات جنسی ازطریق قوانین عرفی و مدنی,زمینه های موفقیت کاری و حرفه ای بیشتری را ایجاد می کند.