آدمی از همان آغاز جوانی,احساس دوگانگی و تضاد را در خود و دیگران می یابد.عموما تضادها ناشی از تعامل فرد با محیط و اجتماع است.عدم برخورد صحیح ازطرف خانواده ها می تواند از همان کودکی بذر دوگانگی را بیافریند.اجتماعی که قانونمند نباشد و مسئولان آن جامعه در ارائه سرویس دهی به افراد درست عمل نکنند,طیف وسیعی از تضادها و کشمکش های درونی را ایجاد می کند.تغییرات نامطلوب محیطی نیز می تواند در افراد چنین حالت هایی را بوجود آورد.
اگر تضادهای درونی در اولین فرصت ممکن برطرف شوند,آرامش روانی-ذهنی را درپی خواهند داشت.عدم برطرف شدن تضادها در زندگی,اضطراب را هر بار به دنبال خواهد داشت و با ادامه و تشدید این وضعیت,اضطراب در طی زمان جزئی از وجود فرد شده به طوریکه گاها اضطراب های ناخودآگاه را نیز به دنبال خواهد داشت و شاید روزی فرد را در خطر بیماری افسردگی نیز قرار دهد.
هر فردی با انتخاب های آگاهانه یا ناآگاهانه خود درپی رفع کشمکش ها و تضادها می باشد.بهترین طریق برای مبارزه با چنین حالت های متضاد,تفکر و اندیشه فرد درباره موضوع موردنظر است به طوریکه به گزینش صحیح بیانجامد و یا حداقل به واقعیت نزدیکتر باشد.انتخاب یک راه و عمل کردن به آن به ویژه اگر به واقعیت نزدیکتر باشد بسیار بهتر و سنجیده تر از انزواطلبی و عدم تصمیم گیری در حالت های دوگانه است.بنابراین با انتخاب های صحیح قادریم بر تجربیات مثبت خود و درنتیجه اعتماد به نفس و اطمینان خاطر خود بیفزائیم و تنها از این طریق است که می توانیم در حل وضعیت های دوگانه دیگر و حتی پیچیده تر به طریقی بهتر و مناسب تر عمل کنیم.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 18:59  توسط
ابراهیم برزکار
|
عموما قدرت دو جنبه دارد:قدرت فردی و قدرت جمعی.هر فردی میزانی از قدرت را در جامعه داراست و با موفقیت در حرفه خود می تواند میزان آن را افزایش دهد که درصورت استفاده صحیح از موقعیت ها, زمینه موفقیت ها و قدرت بیشتری را در آینده فراهم می کند.مطرح شدن در صحنه های جهانی توسط فرد یا گروه ها در عرصه های مختلف نمونه ای از حضور قدرت جمعی است که هم بر اعتماد به نفس افراد و غرور ملی موثر واقع می شود وهم باعث افزایش سرمایه گذاری در آن کشور می شود که خود عاملی بسیار مهم و تعیین کننده جهت بهبود مناسبات اقتصادی جامعه و افراد می باشد.
بنابراین موفقیت و پیشرفت در زمینه های فردی یا اجتماعی,باعث افزایش قدرت می شود و با افزایش قدرت فردی و اجتماعی, بسترهای لازم جهت بهره مندی افراد و جامعه از امور زندگی بهبود می یابد.البته بسیار واضح و روشن است که در زمینه قدرت اجتماعی این رشد باید در همه زمینه ها باشد به خصوص در حوزه اقتصاد که برای ورود به حوزه های دیگر ضروری است.
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 20:42  توسط
ابراهیم برزکار
|
هنگامی که هدف خاصی را دنبال می کنیم ممکن است سه حالت اتفاق بیفتد یا طرح موردنظر,طبق خواسته ازقبل تعیین شده ما پیش می رود یا ممکن است درحین انجام کار با مشکل غیرقابل پیش بینی روبرو شویم و یا قبل از شروع کار موردنظرمان,مشکلات قابل پیش بینی بودند.در حالات دوم و سوم باید عامل یا عوامل محدودکننده اصلی که نقاط ضعف ما محسوب می شوند را برطرف کرد.تنها از این طریق است که میزان اطمینان ما به هدفی را که دنبال می کنیم افزایش می یابد و زمینه موفقیت و کامیابی فراهم می شود.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 23:25  توسط
ابراهیم برزکار
|
انضباط فردی یعنی توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی انجام شود,خواه مایل به انجام آن باشیم خواه نباشیم.
البرت هوبارد
درزندگی تان عادت کنید کارهایی را انجام دهید که از آن می ترسید,در این صورت مرگ ترس حتمی است.
رالف والدو امرسون
اصولا کارهای مهم و بزرگ بوسیله افراد مصر, نه افراد قوی انجام می شود.
ساموئل جانسون
افراد موفق ارزش های روشن,افراد ناموفق ارزش های مبهم و افراد شکست خورده ارزش های غیرواقعی دارند.
برایان تریسی
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 1:21  توسط
ابراهیم برزکار
|
در دنیای امروز مناسبات و روابط اجتماعی ازجمله مهمترین عوامل موفقیت افراد محسوب می شود.کامیابی و موفقیت بدون برقراری روابط اجتماعی مناسب تقریبا غیرممکن است.مثلا بسیاری از کارکنان یک سازمان به نوعی(کمتر یا بیشتر)به یکدیگر وابسته اند و یا فردی را خارج از سازمان مربوطه درنظر بگیرید که کارش در ارتباط با همین سازمان قابل انجام می باشد.در هر دو مورد ما با اشخاص سروکار داریم,افرادی که انسانند و عموما نسبت به نوع برخورد دیگران با خود شدیدا حساس می باشند(هم چنان که خودمان هم اینگونه ایم).بدون تردید افرادی که روابط اجتماعی بهتری برقرار می کنند,شاهد موفقیت های بیشتری خواهند بود.
مهمترین عواملی که در بهبود روابط اجتماعی نقش دارند عبارتند از:
- تحسین و تعریف واقعی از دیگران
- لبخند زدن یا تبسم
- جدی بودن همراه با شوخ طبعی با توجه به شرایط
- ظاهر مناسب و آراسته
- انتقادپذیربودن
- حفظ روحیه اعتماد به نفس
- تناسب حرکات و رفتار
- بیان و کلام مناسب
- آمادگی داشتن جهت پذیرش مسئولیت های بزرگتر
- شکستن تفکرات سنتی
- پویایی و عدم ایستایی
- پرهیز از کینه و انتقام جویی
- حفظ خونسردی
- پرهیز از تعصب
- نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران
- احترام گذاشتن به دیگران
- شنونده خوب بودن
- دسترسی به اطلاعات بیشتر و تازه تر
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 19:22  توسط
ابراهیم برزکار
|
ازجمله عوامل شکست و عدم موفقیت افراد, بیماری احساس گناه می باشد."روژه مو کی یلی" در کتاب عقده های روانی به ترجمه آقای محمدرضا شجاع رضوی در ارتباط با پدیده احساس گناه چنین می نویسد:
"عقده احساس گناه ازآن کسانی است که تقریبا همیشه در احساس ارتکاب خطا,ترس از بدکاری,خجلت از خویشتن و در اطمینانی باطنی از مشروع نبودن و شایستگی سعادت را نداشتن به سر می برند.آنچه که در اعترافات افراد مبتلا به عقده احساس گناه جلب توجه می کند گونه ای وسواس اخلاقی و وجدان اخلاقی افراطی است.این وجدان به معنای واقعی کلمه,وجدان اخلاقی نیست.چون توانایی ارزشیابی خوب و بد را بنابر معیارها یی که آزادانه وضع و یا پذیرفته شده اند را ندارد.
چنین اشخاصی خود را همواره در دادگاهی بی ترحم مورد اتهام می بینند که بدون رسیدگی به واقعیت ها,او را به طور خودکار به حداکثر جریمه محکوم می سازد.وانگهی فرد به طور ملموس این موقعیت مزمن را احساس می کند.او دیگران را چون داورانی احساس می کند و نگاهشان را متهم کننده می یابد و بنابراین احساس نیاز به مخفی ساختن خود و به ویژه پوشاندن صورت خویش می کند."
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 19:11  توسط
ابراهیم برزکار
|
این مطالب مهم و ارزشمند از وبلاگی بنام قوانین جهانی موفقیت که آدرس اینترنتی آن در انتها لینک شده گرفته شده است. با تشکر و سپاس فراوان از آقا یاسر عزیز و به امید موفقیت هرچه بیشتر ایشان در زندگی شخصی و اجتماعی.
120 قانون موفقیت جهانی برایان تریسی عبارتند از:
1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 2:1  توسط
ابراهیم برزکار
|
اضطراب و خشم فرایندهای ذهنی را شدیدا کاهش می دهند.بنابراین در حالت فشارهای روحی-روانی,اتخاذ تصمیمات عموما صحیح نخواهد بود ولی با فروکش کردن اضطراب و خشم,مغز و ذهن امکان بیشتری را جهت حلاجی مسائل دارند و نهایتا طریق بهتر و صحیحتری را برای استراتژی های جدید ایجاد می کنند.کنترل استرس و هیجانات شدید از احتمال بروز آسیب های مادی و جسمی به خود و دیگران جلوگیری می کند و هر فردی لازم است در این حالات با یک رفتار منطقی پیش بینی های لازم را درنظر گیرد چراکه پشیمانی بعد از وقوع حادثه سودی ندارد.
کنترل استرس عاملی مهم جهت جلوگیری طیف وسیعی از بیماری هاست,درحالیکه عدم کنترل استرس به خصوص درصورت مزمن شدن صدمات جبران ناپذیری به بافت های بدن به ویژه قلب و مغز وارد می کند, چراکه یکی از عوامل مهم زمینه ساز بروز سکته های قلبی و مغزی استرس می باشد.
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 22:29  توسط
ابراهیم برزکار
|