تبليغاتX
روانشناسی
آموزش روحیات مثبت.مفاهیم کلیدی.بازسازی ذهنی

مهمترین نظریات مشاوره عبارتنداز:
1- نظريه مراجع – محوري
کارل راجرز (1902-1986) بنيانگذار اين نظريه است.
مشاوره مراجع محوري که بر اينجاو اکنون تاکيد دارد مراجع را از احساس و رفتارش در زمان حال آگاه مي سازد و به او ياري مي دهد تا خودش براي تغيير احساس و رفتارش در جهت مطلوب و مقبول اقدام کند.
به نظر راجرز :
-انسان اصولا موجودي اجتماعي واقع بين پيشرونده به سوي رشد و تکامل هدفدار و اعتماد پذير است.
-در صورتي که شرايط مناسب باشد توانائي خود شکوفائي دارد
-انسان به توجه و احساس ارزشمندي به شدت نيازمند است
-در صورت برآورده شدن اين نيازها خشنودي و رضايت او حاصل خواهد آمد
-انسان موجودي آزاد و در عين حال مسئول است زيرا آزادي بدون مسئوليت به هرج و مرج مي انجامد
 



  شرايط لازم براي مشاوره مراجع- محوري عبارتند از:

1- درک توام با همفهمي: مشاور بايدگفته ها و احساسات مراجع را بدان گونه که مطرح مي گردند دريابد.
2- توجه مثبت بي قيد و شرط احترام بدون قيد و شرط به مراجع و توجه به افکار و احساسات او
3- خلوص: عبارت است از خود بودن مشاور در ارتباط با مراجع
 



  2- نظريه عقلاني – عاطفي

اين نظريه توسط آلبرت اليس پايه گذاري شد طبق اين نظريه :
1- انسان از نظر بيولوژيک تمايل نيرومندي براي تفکر معقول و نامعقول دارد.
۲-عوامل فرهنگي بطور عام و ارزشها و آموزشهاي خانوادگي بطور خاص افکار نامعقول را تشديد و فرد را مضطرب و نگران مي کنند.
3- اضطراب و نگراني بر اثر تلفيق افکار و نظام اعتقادي نامعقول به خويشتن به وجود مي آيد.
4- آگاهي از تاثير عوامل متعدد گذشته در پيدايش اضطراب و نگراني به تنهائي تغييرات مطلوب را در رفتار به وجود نمي آورد.
بنابه اعتقاد پيروان نظريه عقلاني- عاطفي بطور ريشه اي و اساسي مراجع بايد بياموزد: 1- خواسته ها و توقعات نامعقول خود را به حداقل رساند
2- از قضاوت جزمي درباره مسائل بپرهيزد.
3- توانائي ايستادگي در برابر ناکاميها را فزوني بخشد
4- با اتکا به عقل و منطق به زندگيش ادامه دهد
هدف مشاوره عقلاني – عاطفي آن است که افکار و نظام اعتقادي نامعقول مراجع به حداقل کاهش يابند و يا از بين بروند.
 

 روشهاي درماني پيروان نظريه عقلاني - عاطفي

1- درمان عاطفي: برقراري رابطه با مراجع که بايد با احساس امنيت و اعتماد توام باشد براي دگرگوني افکار و نظام اعتقادي نامعقول وي ضرورت دارد.
2- درمان شناختي: از طريق اين نوع درمان مراجع از خواسته ها و توقعات نامعقول خود آگاه مي شود و پي مي برد که براي رهائي از اضطراب ونگراني لازم است خود را از قيد و بند مي بايستي ها بايدها و اصرارهاي بيمورد آزاد سازد.
3- درمان رفتاري از جمله ايفاي نقش مدل سازي شوخي و بذله گوئي، حساسيت زدائي منظم
 

3- نظريه واقعيت درماني

اين نظريه توسط ويليام گلسر گسترش يافت  

مفاهيم

واقعيت درماني بر اين نگرش استوار است که همه مردم با فرهنگهاي متفاوت از تولد تا مرگ داراي يک نياز رواني واحد به نام تشخيص هويت هستند.
هر فرد علاوه بر نياز به درک بي همتائي خويش و متفاوت بودنش با ديگران بايد با هويتش ارتباط معني داري برقرار سازد و خود را بر اساس روابطش با ديگران به عنوان کسي که داراي هويت موفق يا ناموفق است در نظر گيرد.
 


شيوه اجراي واقعيت درماني

1- مشاور هيچ گونه عذر و بهانه اي را براي رفتارهاي غير مسئولانه مراجع نمي پذيرد.
2- با تاکيد بر رفتار او در زمان حال مراجع را با رفتار درست و نادرست آشنا مي سازد.
3- به مراجع کمک مي شود تا مسئوليت رفتار خود را به عهده بگيرد.
 

مراحل انجام مشاوره واقعيت درماني عبارتند از:

1- برقراري ارتباط عاطفي: مشاور بايد صميميت و محبت و علاقمندي خود را نسبت به مراجع نشان دهد به عنوان يک آدم بي ريا در جريان مشاوره فعالانه شرکت کند.  

2- تاکيد بر رفتار کنوني و نه بر احساسات

مشاوره به مراجع کمک مي کند تا نسبت به رفتارش آگاهي پيدا کند آنرا تغيير دهد و به اين ترتيب احساس رضايت بيشتري داشته باشد که همه اينها به کسب هويت موفق منجر مي شود.  

3- تاکيد بر زمان حال

در واقعيت درماني بر جرياناتي که در زمان حال اتفاق مي افتند تاکيد مي شود زيرا وقايع زمان گذشته گذشته اند و تغيير در آنها ممکن نيست وضع موجود و آينده قابل تغيير هستند.  

4- قضاوت در باره رفتار

در واقعيت درماني مراجع بايد در مورد رفتار خود قضاوت کند و اعمالي را که منجر به شکست مي شود مورد ارزشيابي قرا ردهد.  

5- تهيه طرح و برنامه

مشاور از طريق طرح برنامه هاي مفيد و عملي به مراجع کمک مي کند تا رفتار ناموفق را به رفتار موفقيت آميز تبديل کند.  

6- تعهد به انجام برنامه

پس از تهيه و تنظيم برنامه مراجع بايد به اجراي آن ملزم و متعهد گردد  


۷- نپذيرفتن هيچ عذر و بهانه

مشاور بايد مراجع را متوجه سازد که بهانه تراشي قابل پذيش نيست.
8- حذف تنبيه
هر نوع اظهار نظر منفي و تحقير کننده از طرف مشاور تنبيه محسوب مي شود.

4- نظريه رفتار درماني
پيروان نظريه رفتار درماني معتقدند که انسان ذاتا نه بد و نه خوب است و با مطالعه رابطه بين محرک و پاسخ مي توان فرد را توجيه کرد.

شيوه اجرا
مشاور پيرو نظريه رفتار درماني بايد:
-نوع رفتار ناسازگار مراجع و ميزان تکرار آن را بشناسد
-با عواملي که باعث تداوم و تقويت رفتار ناسازگار مي گردند آشنا شود.
-به شناسائي عواملي بپردازد که احتمالا باعث تغيير رفتار ناسازگار مراجع خواهند گرديد.
-تغيير رفتار نامطلوب و آموزش شيوه هاي رفتار مطلوب به مراجع از اهداف رفتار درماني است.
فنون رفتار درماني:
1- شرطي کردن کلاسيک
2- شرطي کردن عامل
3- اظهار وجود
4- انزجار درماني
5- شکل دادن رفتار
6- الگوسازي
7- ايفاي نقش
8- حساسيت زدايي منظم

منبع:www.irib.ir     

تهیه و تدوین: ليلا بيات مختاري

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 15:29  توسط  ابراهیم برزکار  |