تبليغاتX
روانشناسی
آموزش روحیات مثبت.مفاهیم کلیدی.بازسازی ذهنی

در روزگار كنوني، اين موضوع كه پول مي‌تواند مشكل گشاي عقب‌ماندگي اقتصادي كشورها باشد با چالش‌هاي جدي روبه‌رو شده است. امروزه كليد حل مشكلات توسعه نه در تزريق پول كه بيشتر در فضاسازي براي ظهور كارآفرينان با مساعدسازي محيط كسب‌‌و‌كار جست‌و‌جو مي‌شود كه توانايي لازم براي تجهيز منابع و معجزه‌آفريني در اقتصاد را با خود دارند.

پاسخ انديشمندان برجسته ای‌ كه بر روي مسائل آفريقا تمركز كرده‌اند در ارتباط با سوال بالا :

ویلیام ایسترلی: واضح است که پول به تنهایی نمي‌تواند مشکلات را حل کند. چیزی که به جای آن مورد نیاز است، کارآفرینان سیاسی، اجتماعی و تجاری مي‌باشند که در این زمینه‌ها احساس مسوولیت نمایند. برای تسهیل فرآیند توسعه آفریقا، کارآفرینی آزادانه بخش خصوصی تنها وسیله ممکن به‌منظور فرار از فقر است.چرا که رشد اقتصادی که بر پایه تلاش خودشان استوار است و آزادی‌هاي سیاسی که اجازه مي‌دهد تا خود آفریقایی‌ها مشکلاتشان را حل کنند، راه‌حل روشن و ساده‌اي است که آفریقایی‌ها را به توسعه رهنمون خواهد شد.
پروفسور جیمز تولی: تزریق پول به آفریقا مي‌تواند مفید باشد اما فقط در صورتی که به عنوان سرمایه وارد آفریقا شود. آفریقا نیازی به کمک دولت‌ها و آژانس‌هاي بین‌المللی ندارد.
دکتر دونالد کابروکا: هیچ مقدار پولی نمی‌تواند اعتماد از میان رفته میان دولت‌ها و شهروندان را بازسازی کند.
ادوارد گرین:به‌جای طراحان مهندسی اجتماعی، به جستجوگرانی نیاز است که با فروتنی، فکر باز و توانایی خود به آفریقا بروند و بیاموزند و تشخیص
دهند که در زمینه‌های فرهنگی متفاوت، چه چیزی عملی است و چه چیزی نه.
جیمز شیکواتی: مساله در آفریقا هیچ وقت کمبود پول نبوده، بلکه عدم توانایی در به کار انداختن ذهن و فکر آفریقایی‌ها است.
اشرف غنی: پاسخ به این سوال در صورتی مثبت است که پول در جهت افزایش ظرفیت‌های آفریقا برای پیوستن تمام قاره به شبکه دانش جهانی و ایجاد رفاه و ثبات اقتصادی سرمایه‌گذاری شود.
اقبال قدیر: در آفریقا پول زیاد در نزد دولت‌ها به قدرتمند شدن بوروکراسی دولتی، ترویج اقتصاد دولت سالار و فاسد شدن انگیزه‌هاي دولت مي‌انجامد که مانع از افزایش درآمدهای مالیاتی در خلال رشد اقتصادی خواهد شد.

نظر ویلیام ایسترلی استاد اقتصاد دانشگاه نیویورک-سرپرست موسسه تحقیقاتی توسعه در دانشگاه نیویورک و استاد پروازی مرکز جهانی توسعه در واشنگتن دی سی:

در حقیقت پس از پنجاه سال تلاش و صرف 600ميلیارد دلار به عنوان کمک‌هاي اهدایی، رشد استانداردهای زندگی در آفریقا چیزی در حد صفر بوده است. به این دلیل واضح، پاسخ من به سوال شما منفی است.
طرفداران کمک‌رسانی به آفریقا به راه‌حل‌هاي ارزان قیمت و اثر بخش کمک‌ها اشاره مي‌کنند. مثلا این که تنها یک محلول او. آر. اس ده سنتي از مرگ یک کودک بر اثر اسهال جلوگیری مي‌کند یا 12 سنت کمک مي‌تواند با تهیه داروی مالاریا از مرگ یک نفر بر اثر ابتلا به مالاریا جلوگیری کند یا پشه‌بند‌هاي 5دلاری که مي‌تواند افراد را از گزیدگی توسط پشه ناقل مالاریا مصون بدارد.
اما با وجود جریان کمک‌هاي مالی وافر به سمت آفریقا، همچنان سالانه 2‌ميليون کودک بر اثر ابتلا به اسهال و بیش از یک ملیون نفر بر اثر ابتلا به مالاریا مي‌میرند و بیشتر قربانیان بالقوه مالاریا همچنان زیر پشه‌بند نمي‌خوابند.
واضح است که پول به تنهایی نمي‌تواند مشکلات را حل کند. چیزی که به جای آن مورد نیاز است، کارآفرینان سیاسی، اجتماعی و تجاری مي‌باشند که در این زمینه‌ها احساس مسوولیت نمایند. این افراد باید به جای دادن شعارهای بیهوده و بزرگ کردن مسائل، درباره راه‌حل‌هاي اجرایی گسترده، اطمینان حاصل کنند که داروها واقعا به دست قربانیان برسد.
چرا که راه‌حل‌هاي ذکر شده و تجربه شده‌اي که بخشی از آنها در بالا بیان شد، فقط مي‌تواند منجر به وسیله‌اي برای کسب شهرت بیشتر بخشندگان و افزایش پول برای کمک‌هاي غیرموثر بوروکراتیک شود. کارآفرینان در برابر نتایج کار خود مسوول هستند، در حالی که بوروکرات‌هاي سازمان ملل یا سیاستمداران کشورهای پیشرفته در قبال هیچ چیزی و هیچ کسی عملا مسوول نیستند.
برای تسهیل فرآیند توسعه آفریقا، کارآفرینی آزادانه بخش خصوصی تنها وسیله ممکن به‌منظور فرار از فقر است.
البته این مختص به آفریقا نیست و در تمام نقاط دیگر دنیا همانند چین و هند در این سال‌ها، تجربه شده و این خیلی متکبرانه و ساختگرایانه است که بگوییم این راهکار در آفریقا کار نمي‌کند! امید آفریقا بیشتر از هر کس و هر نهاد دیگری تاجران و کارآفرینانی همچون آلیو کونته (کسی که یک شرکت بزرگ تلفن را به‌صورت موفقت آمیزی در جمهوری دموکراتیک کنگو در میان هرج و مرج ناشی از جنگ داخلی راه انداخت) هستند.
این بسیار غیرمنصفانه و نادرست است که آفریقایی‌ها را محکوم کنیم که تنها چشمشان به کشورهای اهداکننده کمک‌هاي مالی باشد؛ چرا که رشد اقتصادی‌اي که بر پایه تلاش خودشان استوار است و آزادی‌هاي سیاسی که اجازه مي‌دهد تا خود آفریقایی‌ها مشکلاتشان را حل کنند، راه‌حل روشن و ساده‌اي است که آفریقایی‌ها را به توسعه رهنمون خواهد شد.

مترجمان : محمدصادق الحسيني، یونس احمدی

منبع:روزنامه دنیای اقتصاد

(خلاصه مقاله و بیان نظر یکی از هشت نفری که در روزنامه اقتصاد مطرح شده بود)

تغییرات و خلاصه:http://ebarzkar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 8:53  توسط  ابراهیم برزکار  | 

 
تمامی فعالیت های ارادی و غیر ارادی... احساسی که الان دارید، کاری که الان در حال انجام آن هستید و ... شاید باور نکنید اما...

 

مغز شما حتی در شکل گیری شخصیتتان نیز موثر می باشد.

بنابراین اگر مغز درست کار کند شما می توانید زندگی خوب

و متعادلی داشته باشيد

و اگر مشکلی در عملکرد آن باشد طبیعتا" زندگی خوبی نخواهید داشت. 

مغز پیچیده ترین عضو بدن انسان:

فکر ، افکار ، قدرت ، سازنده ، ویرانگر ، فرزند ، هوشمند ، هوش ، کنترل ، زندگی ، موفقیت ،  کامیابی ،  بزرگ ، این عضو بسیار پیچیده حدود 2 درصد وزن بدن شما را دارا می باشد،

بنابراین یک انسان 75 کیلوگرمی مغزی در حدود 1.5 کیلوگرم

دارد.

با وجود آنکه تنها 2 درصد از وزن بدن شما را شامل

می شود بین 20 تا 30 درصد از انرژی شما

را مصرف می کند.

به بیان دیگر 20 تا 30 درصد کالری که از مصرف غذا به بدن شما

می رسد توسط مغز مصرف می شود. دقت کنید که نسبت وزن مغز

به وزن کل بدن در انسان از همه موجودات زنده بیشتر می باشد.

در مغز شما حدود 100 بیلیون سلول مغزی وجود دارد که بصورت

یک شبکه بسیار پیپچیده با یکدیگر در ارتباط هستند. محاسبات

نشان می دهد که در حدود 1,000,000 بیلیون ارتباط نقطه به نقطه

میان سلولهای مغزی در مغز انسان وجود دارد. برای بدست آورده ایده

از بزرگی این عدد، همین قدر بدانید که از تعداد ستاره کائنات بیشتر

می باشد. بنابراین جای تعجب نیست اگر مغز را پیچیده تر از بزرگترین

کامپیوتر های جهان فرض کنیم.

  فکر ، افکار ، قدرت ، سازنده ، ویرانگر ، فرزند ، هوشمند ، هوش ، کنترل ، زندگی ، موفقیت ،  کامیابی ،  بزرگ ،

برخي از دانشمندان نسبت توانایی قویترین

کامپیوتر های جهان را به مغز انسان،

در حد مغز یک موش می دانند.

 

  مراقب مغز خود باشید:

مغز انسان بسیار نرم می باشد و ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به

کره نرم یا تخم مرغ خام می باشد. خلقت انسان بگونه ای است که

جمجمه از این ماده نرم محافظت می کند. اما کوچکترین ضربه ای که

به جمجمه وارد شود و آنرا خدشه دار کند ممکن است صدمات جبران

ناپذیری به مغز وارد کند. پس مواطب جمجمه خود باشید.


رابطه میزان دانش انسان به حجم مغز:

فکر ، افکار ، قدرت ، سازنده ، ویرانگر ، فرزند ، هوشمند ، هوش ، کنترل ، زندگی ، موفقیت ،  کامیابی ،  بزرگ ، مشاهدات دانشمندان نشان می دهد که ارتباط خاصی میان میزان

توانایی مغزی انسان با حجم یا وزن آن ندارد. یک مغز بزرگ بالقوه

توانایی آنرا دارد که سلولهای بیشتر و ارتباطات بین سلولی بیشتری

را پذیرا باشد اما هیچ دلیلی ندارد که یک دانشمند، مغز بزرگتری

از یک فرد عادی داشته باشد. همانگونه که مطالعه انجام شده روی

مغز آلبرت اینشتین نشان می دهد

ابعاد و وزن مغز او کمتر از حد متوسط بوده است.

منبع:سایت دکتر مجید ظهرابی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 1:48  توسط  ابراهیم برزکار  | 

به طور کلی عواملی که باعث خلاقیت می شوند شامل موارد ذیل می باشند:

تمرکز:

 جهت دستیابی به یک ایده جدید,تمرکز روی موضوع موردنظر ضروری است.تمرکز باعث یکپارچگی( Integration )فعالیت های مغزی و پویایی ذهن می شود.بنابراین,خلاقیت درنتیجه عادت کردن به تمرکز حاصل می گردد.

اطلاعات: 

دسترسی به دنیای اطلاعات منجربه ایجاد ایده های متنوع می شود.ترکیب اطلاعات باعث سنتز یک ایده جدید می گردد که یک شرط اساسی و مهم جهت بروز خلاقیت می باشد.اگر بدین طریق عادت کنیم,ارائه هر طرح جدید زمینه طرح جدیدتر را فراهم می کند و بنابراین این مسیر به یک نوع خلاقیت مستمر می انجامد.

خودباوری و اعتماد به نفس: 

فردی که از اعتماد به نفس بالایی جهت انجام یک کار جدید برخوردار است و خودش را باور دارد,شجاعت لازم را هم جهت عملی کردن آن کار یا طرح جدید را داراست.بنابراین خودباوری و اعتماد به نفس به فرد می گوید تو منحصر به فردی و می توانی بهتر از این عمل کنی و مطمئنا تفکر می توانم بهتر از وضعیت قبلی عمل کنم ,یعنی شروع یک کار خلاق و متفاوت نسبت به گذشته.

تلاش بیشتر: 

جهت ارائه یک طرح جدید لازم است روی موضوع موردنظر عملا درگیر شد و کار و تلاش بیشتری نسبت به گذشته داشته باشیم.

هوش بالا و ذهن قوی: 

افرادی که هوش بالا و ذهن قوی تری دارند,اگر از این قوه به خوبی استفاده کنند حتما از خلاقیت بیشتری برخوردار خواهند بود.

سنت شکنی و پرهیز از قالب های فکری ثابت:

 ممکن است از هوش خوبی برخوردار باشیم ولی به علت تعصبات و تفکرات سنتی,قوه خلاق ما امکان بروز و رشد نیابد.چه بسا افرادی که از هوش معمولی برخوردارند اما با شکستن قالب های فکری سنتی و ایجاد ارتباط ذهنی و فکری قوی با خود و دنیای جدید همراه با تلاش و کوشش مستمر دست به ابتکار و خلاقیت می زنند و مورد تحسین همگان قرار می گیرند.تاریخ گواه خلاقیت و موفقیت بسیاری از افراد با این نوع از نگرش و رویکرد می باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:53  توسط  ابراهیم برزکار  |