مطلبی بود که زود تر از اینا می خواستم بگم که بیشتر برمی گرده به
کتابهای موجود در بازار. شاید شما هم هزاران عنوان کتابی رو که در زمینه ی موفقیت و شادکامی نوشته شده تو کتاب خونه ها دیده باشید. بیشترشون وعده های خیلی بزرگ اون هم در زمانهای خیلی کوتاه میدن .اما آیا واقعا چنین چیزی ممکنه ؟ آیا رسیدن به موفقیت و شادکامی و اعتماد به نفس در مثلا ۲۰ روز ممکنه ؟ این منو یاد کلاسهای ۳۰ جلسه ای آموزش زبان میندازه ؟ آیا شما می تونید در ۳۰ جلسه زبان فارسی رو به یک خارجی یاد بدید؟ یا لاغری و تناسب اندام مثلا در ۱۰ جلسه یا مثلا با خریدن فلان دمپایی قد خود را ۱۰ سانت بزرگ کنید یا اعتماد به نفس در ۱۰ روز و ده ها مورد مشابه که با وعده ها ی بزرگ شما رو تشویق به مشتری شدن می کنن اما سود نهایی رو فقط خودشون میبرن.داستانهایی که بیشتر این کتابها نقل می کنند حکایت از این می کنه که شخصی خواسته ای داشته و با پیروی از اصولی که نویسنده ی کتاب بیان کرده تونسته ظرف چند روز به خواسته اش برسه.
من منکر اتفاقات خارق العاده نیستم . به نظر من هم گاه ممکنه یک تحول اساسی خیلی سریع اتفاق بیفته اما عمومیت نداره .
هر تغییر اصولی برای پایدار موندن نیاز به زمان داره . موفقیت اساسی سالها زمان می خواد . تغییر در شخصیت یک شبه ایجاد نمیشه . روند رشد آگاهی خیلی شبیه به روند رشد دانشه . شما نمیتونید ۲۰ روزه صاحب علم و دانش بشید و برای رسیدن به این مرحله باید سالها درس بخونید . شادی و آرامش و حتی موفقیت سطوحی از آگاهی هستند و باید در کلاس زندگی ماه ها و سالها تلاش کرد تا آنها را آموخت .مگراینکه منظور از موفقیت یک شبه پول دار شدن باشه اون هم از راه های نا سالم . هیچ موفقیتی بدون زحمت و به سرعتی که نویسنده ها مدعی هستند به وجود نیومده بجز فروش خوب کتابهای خودشون .البته بعضی از کتابها هم هستند که تجاری نیستن و واقعا از اول تا آخر مفید و واقعی هستن . به مرور زمان همه ی ما به تشخیص درست خواهیم رسید اما گاه لازمه شکست هایی رو تجربه کنیم .
منبع:راز شاد زیستن
تغییرات با توجه به متن:http://ebarzkar.blogfa.com/
-پرسش زیر یکی از مهمترین سئوالاتی است که شما در طول عمر کاری تان می توانید از خودتان بپرسید و پاسخ دهید که"چه مهارتی است که اگر آن را بیاموزم و به نحو احسن انجام دهم
,بیشترین تاثیر مثبت را بر زندگیم خواهد داشت؟"-"نخستین نمود عقل در انسان را هنوز نباید به معنای آغاز انسانیت او دانست
,انسانیت تنها با آزادی او قطعیت می یابد"فردریش شیلر
-"آدمیان بیشترین آسیب را درست از همان جایی متحمل می شوند که کمترین حسابی برای آن باز کرده اند"
ماکیاولی-شاید بزرگترین کشف در تاریخ بشر این باشد که"شما همان می شوید که اغلب به آن فکر می کنید.بنابراین به آنچه که می خواهید باشید فکر کنید نه آنچه نمی خواهید."
احساس آرامش و امنیت در رهایی فرد از یک ذهن به هم گسیخته و مشوش ایجاد می گردد.آرام ساختن ذهن و جسم را می توان تا حدود زیادی از طریق ریلاکسیشن(
Relaxation)ایجاد کرد.هنرریلاکسیشن یا آرامش ذهن و جسم باعث احیا و بازسازی مراکز عالی عصبی فرد می گردد. با آرام شدن مغز تعادل نیرو و قوا در وجود آدمی شکل می گیرد.رسیدن به این حالات ازطریق تمرین با حصول شرایط ذیل امکان پذیر می باشد:
1-قرارگرفتن در وضعیت طاقباز(به پشت خوابیدن)به طوریکه زانوها صاف و دستها کنار بدن بوده و کف دستها به سمت بالا است(مهم راحتی فرد است نه یک حالت دیکته شده و ثابت)
2-محیط اطراف باید تا حد امکان آرام و فاقد هرگونه سر و صدا باشد
3-تا جایی که مقدور است فرد به چیزی فکر نمی کند(نه به خودش و دیگران و نه به محیط اطراف)
4-فرد سنگین و سنگین تر شدن پلکها را همراه با احساس به خواب رفتن به خود تلقین می کند و آرام آرام چشمها را می بندد.عضلات دستها,پاها,تنه,صورت,سر و گردن,شکم و قفسه سینه را شل و شلتر می کند
5-به تدریج بر دم و بازدم(بالا و پایین رفتن قفسه سینه)جهت افزایش حالت خلسه تمرکز داشته باشد
6-در تمامی این حالات,فرد با احساس آرامش و بدون هیچگونه فشار و استرس به خود فعالیت های ذهن و بدن را دنبال می کند
7-شخص این حالات را با توجه به احساس خود در یک مدت زمانی که برایش جالب و خوشایند است ادامه می دهد.اما نکته ای که باید حتما به آن توجه داشته باشیم این است که به علت ثابت بودن بدن در یک وضعیت خاص,احتمال ایجاد گزگز یا سوزن سوزن شدن(پارستزی)وجود دارد که این حالات عمدتا به دلیل کاهش خونرسانی به نقاط تحت فشار می باشد.با افزایش شدید این احساس بهتر است فرد خود را کمی جا به جا کرده تا فشار ثابت از روی عروق و اعصاب مربوطه برداشته شود.
8-جهت برگشت به حالت اول و عادی باید عکس حالات فوق عمل نماید,بدین صورت که ابتدا خیلی آرام پاها یا دستها را حرکت می دهد و سپس چشم ها را آهسته آهسته باز می کند و به تدریج تنه را به طرفین حرکت می دهد و بعد به آرامی می نشیند.اکنون با اطمینان از اینکه هیچگونه احساس ناخوشایندی همچون سرگیجه ندارد می تواند بلند شده و به فعالیت های روزمره خود مشغول گردد.
عمق خلسه و احساس رضایت مندی در این حالات با توجه به استعداد افراد و میزان تمرکزشان متفاوت است.شخص با تکرار تمرین ریلاکسیشن,یادگیری بیشتری را در این زمینه تجربه خواهد کرد که این مسئله می تواند در یادگیری های جدید کمک کننده باشد.مدت زمان مورد نظر جهت مراحل ریلاکسیشن با افزایش تمرین کاهش و عمق خلسه افزایش می یابد,به طوریکه فرد در وضعیت های دیگر(مثلا نشسته) و حتی در محیط های شلوغ هم می تواند به این حالات دست یابد.
گاهی در بعضی از اشخاص به علت بسته شدن افکار آگاهانه و مسدود گردیدن فکر,زمینه افکار ناآگاهانه که مربوط به گذشته اند بیدارشده و گاها افراد تجربه های خاصی را که احتمالا مربوط به ترکیب و جا به جایی افکار و احساس در مغز می باشد,بیان می کنند.
همانطور که در ابتدای متن بیان گردید هدف اصلی از انجام چنین تمریناتی ایجاد احساس آرامش می باشد.همچنین رهایی از بندهای غیرعقلانی و رسیدن به مرحله حداکثر آزادی ذهن می تواند یک جنبه دیگری از کاربرد این تمرینات باشد.چنین تغییراتی با ایجاد اعتدال بین بخش های مختلف مغز به وجود می آید و به خصوص فعالیت ها و بارهای اضافی از روی بالاترین قسمت مغز(قشر یا کورتکس مغز)برداشته می شود و با مهار این قسمت از مغز,احساس های خوب و جالبی که گاها با تجربه های روانی خوشایندی همراه است ایجاد می گردد.