<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روانشناسی</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/</link>
<description>آموزش روحیات مثبت.مفاهیم کلیدی.بازسازی ذهنی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 26 Dec 2009 17:30:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دیدگاه دونالد اولدینگ هب درباره یادگیری</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;
&lt;DIV class=body&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;در این پست سعی خواهم کرد اصول و مفاهیم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#008000 size=4&gt;نظریه هب(Donald Olding Hebb) &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;را درباره یادگیری بیان نمایم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نظریه هب به ما کمک خواهد کرد تا درک صحیح تری از اصول یادگیری داشته باشیم و باشناختی که از نظریه وی به دست می آوریم موفقیت ما در آموزش یادگیری کودکان و درمان سریع تر بیماران به خصوص بیماران نورولوژی نیز افزایش خواهد یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;محققين در ارتباط با يادگيرى نظريه هاى متفاوتى ارائه كرده اند. بى ترديد همه آنها بر پاره اى از حقايق درباره فرآيند يادگيرى تأكيد مى ورزند و حقايق ديگرى را ناديده مى گيرند. در مرحله فعلى از تاريخ روانشناسى، به نظر مى رسد كه براى كسب درست ترين تصوير از فرآيند يادگيرى بايد آماده باشيم تا آن را از زواياى مختلف بنگريم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;يادگيرى يك اصطلاح كلى است كه براى توصيف تغييرات رفتار بالقوه كه از تجربه ناشى مى شوند به كار مى رود.از آنجا كه اكثر رفتارهاى آدميان ياد گرفته مى شود، بررسى اصول يادگيرى به ما كمك مى كند تا علتهاى رفتارى را درك كنيم.آگاهى از فرآيند يادگيرى نه تنها در فهم بهنجار و انطباقى به ما كمك مى كند، بلكه امكان درك بيشتر شرايطى را كه منجر به رفتار ناسازگار و نابهنجار مى شود نيز به ما مى دهد، و درنتيجه روشهاى مؤثرتر درمانى را به وجود مى آورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;به دليل اهميت موضوع يادگيرى و همچنين جهت درمان بسيارى از بيماران نورولوژى كه فرآيند يادگيرى در آنها مختل مى شود، از ميان نظريه هاى متفاوت يادگيرى تنها به نظريه يادگيرى از ديدگاه «دونالد اولدينگ هب» مى پردازيم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.neuronalesnetz.de/nnbilder/large/donald_o_hebb_large.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هب اولين نظريه پردازى است كه عمدتا بر مباحث &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=4&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;عصبی-فيزيولوژيكى &lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;تأكيد مى ورزد و همچنين نظريه او به رويدادهاى شناختى نيز وابسته است. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=4&gt;نظریه او باعث پیوند علم عصب شناسی با روانشناسی شده است که امروزه از آن تحت عنوان &quot;نوروپسیکولوژی&quot; یاد می شود.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;هِب در 22 ژوئيه (جولاى) 1904 در چستر واقع در استان نوا اسكوتياى كانادا متولد شد. او در 1925، درجه ليسانس خود را از دانشگاه دال هوزى دريافت كرد. هب در ايام تحصيل خود در دانشگاه مك گيل با روش پاولفى آموزش ديد و پس از نوشتن رساله اش درباره كارهاى پاولف، در سال 1932 به اخذ درجه فوق ليسانس نائل آمد. او در سال 1936 درجه دكترى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin size=2&gt;(&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin size=2&gt;Ph.D&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin size=2&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt; خود را از دانشگاه هاروارد گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هب در سال 1980، پس از پنج سال مطالعه بر روى بيماران (1942-1937)، به نتيجه اى درباره يادگيرى رسيد كه بعدها بخش مهمى از نظريه او شد: &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;«تجربه دردوران كودكى به طور طبيعى مفاهيم، روشهاى تفكر و راه هاى ادراك را به وجود مى آورد كه بر روى هم هوش را مى سازند. صدمه وارد شدن به مغز كودك به اين فرآيند لطمه مى زند، اما همان صدمه مغزى پس از بلوغ تأثير بد كودكى را ندارد».&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;تا حد زيادى هب را مى توان عامل عمده اى براى مورد احترام واقع شدن تبيين هاى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#008000 size=4&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;نوروفيزيولوژيكى &lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;دانست. هب نخستين كسى است كه به دنبال يافتن وابسته هاى نوروفيزيولوژيكى پديده هاى روانشناختى، نظير يادگيرى، به جستجو پرداخت. در نتيجه كوشش هاى هب، روانشناسى فيزيولوژيكى امروزه بسيار معروف است و در زمينه هاى بسيارى فراتر از آنچه هب و دانشجويانش مورد مطالعه قرار دادند رفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;او در دانشگاه شيكاگو، هنگامى كه با «لَشلى» كار مى كرد،متقاعد شد كه مغز به صورت يك جعبه تقسيم پيچيده عمل نمى كند بلكه به صورت يك كل داراى ارتباط درونى كار مى كند. اين مفهوم گشتالتى از مغز زمانى بيشتر تقويت شد كه هب با «ويلدر پنفيلد» به فعاليت پرداخت و مشاهده كرد كه نواحى بزرگى از مغز انسان را مى توان برداشت بدون اينكه در كاركرد ذهن خللى وارد آيد.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;هب (1949) نظر داد كه نهضت رفتارگرايى را بايد تنها اولين مرحله انقلاب در روانشناسى دانست، انقلابى كه عليه مكاتب فلسفى ذهن گرايانه قديمى تر به وجود آمده بود. بنا به اعتقاد هب، رفتارگرايى بر مطالعه عينى رفتار آشكار تأكيد دارد و اين كارى نيك است، اما با تأكيد تنها بر مطالعه رفتار، رفتارگرايان بچه را با آب لگن به دور ريخته بودند. هب مى گفت، اكنون ما آماده ايم تا مرحله دوم انقلاب را پيش ببريم- يعنى مطالعه فرآيندهاى شناختى به طور عينى.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;همانطور كه قبلاً ذكر شد، هب رويكرد نوروفيزيولوژيكى را نسبت به مطالعه فرآيندهاى شناختى برگزيد، اما اين تنها يكى از اين نوع رويكردهاست. براى هب(1959)، آنچه مهم است اين است كه مطالعه فرآيندهاى شناختى را نبايد بيشتر از اين ناديده گرفت. جاى خوشبختى است كه بسيارى از پژوهشگران روانشناسى از پيشنهاد هب استقبال كردند. روانشناسان گشتالت، پياژه، تولمن، بندورا و روانشناسان خبرپردازى، نظريه پردازانى هستند كه فرآيندهاى شناختى را مطالعه كرده اند، اما بر خلاف رويكرد هب، ايشان بر مفاهيم نوروفيزيولوژيكى تأكيد نداشته اند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tabassom&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;مجتمع هاى سلولى و زنجيره هاى مرحله اى&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tabassom&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;زمانى كه هب با ويلدر پنفيلد كار مى كرد، به اين نتيجه رسيد كه تجارب كودكى از تجارب بزرگسالى براى رشد عقلى مهمترند. چند منبع ديگر نيز اهميت تجارب كودكى را مورد تأكيد قرار دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چشم پزشك آلمانى، «ون سندن» (1932)،بزرگسالانى را كه از روز تولد نابينا بودند و پس از يك عمل جراحى، مانند برداشتن آب مرواريد، ناگهان بينايى خود را به دست آوردند مطالعه كرد. معلوم شد كه اين افراد مى توانند بلافاصله حضور اشياء را تشخيص دهند، اما نمى توانند بگويند كه آن اشياء چه هستند. بر اساس اين يافته ها گفته شد،گرچه بعضى ادراكاتِ شكل و زمينه ذاتى هستند،اما تجربه بينايى با اشياء مختلف براى تميز دادن آن اشياء از يكديگر ضرورى است. به تدريج، اين افراد كه قبلاً نابينا بودند ياد گرفتند اشياء را در محيط تشخيص دهند و ادراكات آنان به حد هنجار رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;«آستين رايزن» (1947) بچه شامپانزه ها را تا دو سالگى در تاريكى مطلق پرورش داد. وقتى كه پس از اين مدت آنها به روشنايى برده شدند، به گونه اى رفتار مى كردند كه گويى كاملاً كور هستند. اما در خلال دو سه هفته شروع به ديدن كردند و بالاخره رفتارشان به رفتار ديگر شامپانزه ها كه در روشنايى بزرگ شده بودند شباهت يافت. هب در اين باره گفت كه انسانهاى بزرگسالى كه ون سندن مورد مطالعه قرارشان داد و شامپانزه هايى كه آستين رايزن آنها را مورد بررسى قرار داد مجبور بودند كه ديدن را ياد بگيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مطالعات متعدد ديگر از اين نتيجه گيرى جانبدارى كردند كه محدود كردن تجارب اوليه عمر، رشد طبيعى ذهنى و ادراكى را مختل مى كند. در يك بررسى كه در آزمايشگاه هب انجام شد (ملزاك و تامپسون، 1956)، حتى معلوم گشت كه نوعى سگ شكارى اسكاتلندى كه در انزواى كامل بزرگ شده بود، علاوه بر آنكه از سگهاى همنوع خود كه به طور طبيعى بزرگ شده بودند پرخاشگرى كمترى داشت، نسبت به درد نيز حالت بى حسى نشان مى داد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;همه اين مشاهدات موضع گيرى تجربى هب را نيرومند ساختند&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;.به اعتقاد هب،هوش، ادراك و حتى هيجانها از تجربه آموخته مى شوند و بنابراين، برخلاف ادعاى فطرى گرايان، با فرد به دنيا نمى آيند.هب نظريه اى را وضع كرد كه فرض مى كند،نوزادان با يك شبكه عصبى متولد مى شوند كه ارتباطات درونى آن «تصادفى»هستند. طبق نظر هب، تجربه حسى سبب مى شود كه اين شبكه عصبى سازمان يابد و وسايل تعامل مؤثر با محيط را فراهم آورد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;
&lt;DIV class=body&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;
&lt;P align=right&gt;دو مفهوم كليدى در نظريه هب عبارتند از:&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;1- مجتمع هاى سلولى&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;2- زنجيره هاى مرحله اى&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Homa color=#0000ff&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0066&gt;مجتمع هاى&lt;STRONG&gt; سلولى&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;بنا به نظريه هب، هر شىء محيطى كه ما آن را تجربه مى كنيم مجموعه اى از نورونها را راه اندازى مى كند كه &lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;مجتمع سلولى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin color=#00ff00&gt;(&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin color=#00ff00&gt;Cell Assembly&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin color=#00ff00&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;نام دارد. براى مثال، وقتى كه ما به يك مداد نگاه مى كنيم، توجه مان را از نوك مداد به مداد پاكن و بدنه چوبى مداد تغيير مى دهيم. با تغيير توجه، نورونهاى مختلفى تحريك مى شوند. اما كل مجموع نورونهايى كه در آن زمان تحريك مى شوند با يك شىء محيطى- مداد- مطابقت دارند. در ابتدا، تمام جنبه هاى اين مجموعه عصبى پيچيده مستقل هستند. براى مثال، وقتى كه شخصى به نوك مداد نگاه مى كند، دسته معينى از نورونها تحريك مى شوند. اما آنها، در ابتدا بر نورونهايى كه هنگام نگاه كردن شخص به ته مداد يا بدنه چوبى آن تحريك مى شوند تأثير نمى گذارند. با اين حال، بعدا به سبب مجاورت زمانى بين تحريك نورونهايى كه با نوك مداد مطابقت دارند و آنهايى كه با ساير قسمتهاى مداد مطابقت دارند، قسمتهاى مختلف بسته عصبى با هم تركيب مى شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;«اصل موضوع نوروفيزيولوژيكى» هب (1949)مكانيسمى را كه به توسط آن نورونهاى قبلاً مستقل با هم تركيب مى شوند و به صورت مجتمع هاى سلولى پايدار در مى آيند به صورت زير توضيح داده است:&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;«وقتى كه يك آكسون سلول &lt;FONT face=Yasamin&gt;A&lt;/FONT&gt; به اندازه كافى سلول &lt;FONT face=Yasamin&gt;B&lt;/FONT&gt; را تحريك كند يا وقتى كرارا و مصرا در شليك كردن آن شركت مى كند، نوعى فرآيند رشد يا تغيير متابوليكى در يك يا هر دو سلول رخ مى دهد به گونه اى كه كارآمدى &lt;FONT face=Yasamin&gt;A&lt;/FONT&gt;، به عنوان يكى از سلولهايى كه &lt;FONT face=Yasamin&gt;B&lt;/FONT&gt; را شليك مى كند، افزايش مى يابد.»&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هب در سال 1949 گفته است كه مجتمع هاى سلولى نظا م هاى عصبى «پويا» هستند نه ثابت وايستا. او مكانيسم هايى را به دست داده است كه از طريق آنها نورونها مى توانند به مجتمع هاى سلولى بپيوندند يا آنها را ترك گويند، و به مجتمع ها فرصت دهند تا از راه يادگيرى يا تحول پالايش يابند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;«در يكپارچگى &lt;FONT face=Yasamin&gt;(&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin&gt;Integration&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin&gt;)&lt;/FONT&gt; فرضى ما... الزاما يك تغيير تدريجى در ويژگيهاى بسامد نظام رخ خواهد داد. پيامد آن نوعى «جداسازى» و «تجهيز كردن» و&lt;BR&gt;گونه اى تغيير در نورونهايى كه نظام را مى سازند خواهد بود. يعنى بعضى واحدها كه در آغاز قادر به همزمانى و هماهنگى با واحدهاى ديگر در نظام نيستند حذف خواهند شد (جداسازى) واحدهاى ديگر مرتبط با نظام تجهيز خواهند شد.بنابراين، با تحول ادراكى يك رشد آهسته در مجتمع به وجود خواهد آمد؛ كه البته منظور از «رشد» اين نيست كه الزاما تعداد سلولها افزايش مى يابد، بلكه تغيير مى كند.»&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;يك مجتمع سلولى، بسته به شىء يا رويداد محيطى كه معرف آن است، مى تواند بزرگ يا كوچك باشد. براى مثال مجتمع سلولى وابسته به دستگيره در،از تعداد نسبتا كمى از نورونها تشكيل مى يابد، اما مجتمع سلولى براى خانه از تعداد نسبتا زيادى از نورونها تشكيل مى شود. تمامى مجتمع سلولى يك مجموعه عصبى در هم تنيده است كه مى تواند از طريق تحريك بيرونى، تحريك درونى يا تركيب اين دو راه اندازى شود. وقتى يك مجتمع سلولى راه اندازى مى شود، ما انديشه رويدادى را كه آن مجتمع معرفش است تجربه مى كنيم. &lt;/P&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;
&lt;P align=right&gt;به نظر هب، مجتمع سلولى اساس عصب شناختى انديشه يا فكر است. هب از اين طريق تبيين مى كند كه چرا حضور يك خانه، يك حيوان يا يك شخص مورد علاقه ما براى اينكه به آن فكر كنيم لازم نيست.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Homa color=#0000ff&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cc0066&gt;زنجيره هاى مرحله اى&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;درست همانطور كه جنبه هاى مختلف يك شىء از لحاظ عصب شناختى با هم ارتباط مى يابند و مجتمع هاى سلولى را به وجود مى آورند، مجتمع هاى سلولى نيز از لحاظ عصب شناختى با هم تركيب مى شوند و زنجيره هاى مرحله اى را به وجود مى آورند. يك &lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;زنجيره مرحله اى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin color=#00ff00&gt;(&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin color=#00ff00&gt;Phase Sequence&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Yasamin color=#00ff00&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;يك رشته فعاليت در هم يكپارچه شده موقتى مجتمع سلولى است كه در جويبار انديشه يك جريان به حساب مى آيد (هب، 1959).&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پس از آنكه يك زنجيره مرحلهاى ايجاد شد، مانند يك مجتمع سلولى، مى تواند با تحريكات بيرونى، درونى و تركيبى از اين دو تحريك شود. وقتى كه هر يك از مجتمع هاى سلولى يا تركيبى از مجتمع هاى سلولى در يك زنجيره مرحله اى راه اندازى مى شود، تمامى زنجيره مرحله اى راه اندازى مى شود. وقتى كه يك زنجيره مرحله اى راه اندازى مى شود، ما يك جريان تفكر را تجربه مى كنيم، يعنى يك رشته انديشه كه به طريقى منطقى مرتب شده اند. اين نكته تبيين مى كند كه چگونه بوى يك عطر، يا چند نغمه از يك آهنگ، خاطرات مربوط به يك دوست را به ياد ما مى آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;هب (1972) درباره نحوه ايجاد زنجيره هاى مرحله اى مطلب زير را گفته است:&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;«مجتمع هاى سلولى كه همزمان فعال مى شوند با هم تركيب مى شوند.&lt;BR&gt;رويدادهاى مشترك در محيط كودك مجتمع ها را مى سازند و بعد وقتى كه اين رويدادها با هم اتفاق مى افتند مجتمع ها به هم پيوند مى يابند (چون با هم فعال مى شوند)، مثلاً وقتى كه طفل صداى پايى را مى شنود، يك مجتمع سلولى فعال مى شود، در حالى كه اين مجتمع هنوز فعال است، طفل صورتى را مى بيند و دستى را لمس مى كند كه او را بلند مى كند، كه اينها نيز مجتمع هاى سلولى ديگرى را فعال مى كنند. بنابراين، «مجتمع صداى پا» با «مجتمع صورت» و «مجتمع از جا بلند شدن» پيوند مى يابند. پس از آنكه اين جريان اتفاق افتاد، وقتى كه كودك فقط صداى پا را مى شنود، هر سه مجتمع سلولى فعال مى شوند و طفل چيزى شبيه به ادراك چهره مادر و تماس او را پيش از ديدنش تجربه خواهد كرد، اما چون هنوز تحريكات حسى رخ نداده اند، آنچه طفل تجربه مى كند انديشه يا تخيل است نه ادراك حسى.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;براى هب دو نوع يادگيرى وجود دارند:&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;يك نوع آن شامل شكل گيرى آهسته مجتمع هاى سلولى در دوران آغازين زندگى است و اين نوع شكل گيرى مجتمع هاى سلولى را احتمالاً مى توان با يكى از نظريه هاى يادگيرى محرك- پاسخ، مانند نظريه گاترى، تبيين كرد. اين نوع يادگيرى، به روشنى نوعى تداعى گرايى است. به همين قياس، ايجاد زنجيره هاى مرحله اى را مى توان با اصطلاحات تداعى گرايانه توضيح داد. يعنى اشياء و رويدادهايى كه در محيط به هم وابسته اند در سطح عصب شناختى نيز به هم وابسته مى شوند. اما پس از تشكيل مجتمع هاى سلولى و زنجيره هاى مرحله اى، يادگيرى بعدى بيشتر جنبه شناختى دارد. براى مثال،يادگيرى بزرگسالان كه اغلب با بينش و خلاقيت مشخص مى شود، احتمالاً متضمن بازآرايى زنجيره هاى مرحله اى است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;بنابراين، هب معتقد است كه متغيرهاى دخيل در يادگيرى كودكى و يادگيرى بزرگسالى متغيرهاى يكسانى نيستند. يادگيرى كودكى چهارچوب يادگيريهاى بعدى را مى سازد. براى مثال، يادگيرى زبان يك فرايند كند پرزحمت است كه احتمالاً از ميليونها مجتمع سلولى و زنجيره مرحله اى تشكيل مى يابد. اما پس از يادگيرى زبان، شخص مى تواند آن را به راه هاى گوناگون بازآرايى كند و به صورت شعر يا داستان درآورد. به اين صورت ،به گفته هب، سنگ بناى يادگيرى در كودكى ايجاد مى شود و بعد بينش و خلاقيت كه ويژگى يادگيرى بزرگسالى است به وجود مى آيد.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=body&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محرومیت حسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;محدود شدن تجارب حسى اوليه ارگانيسم، رشد ادراكى، ذهنى و هيجانى او را شديدا عقب مى اندازد. توضيح هب براى اين عقب ماندگى اين است كه تجارب محدود حسى توانايى ارگانيسم را براى ايجاد مجتمع هاى سلولى و زنجيره هاى مرحله اى كه اساس هرگونه فعاليت شناختى را تشكيل مى دهند، محدود مى كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به خوبى معلوم گشته است كه تجارب حسى محدود، رشد شبكه هاى نوروفيزيولوژيكى را كه معرف اشياء و رويداد ها در محيط هستند مانع مى شود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;اما اگر پس از آنكه رشد طبيعى نوروفيزيولوژيكى صورت پذيرفت، تجربه حسى محدود گردد، چه اتفاقى خواهد افتاد؟&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;يك رشته آزمايش در دانشگاه مك گيل به سرپرستى هب انجام گرفت تا به اين پرسش پاسخ دهد. اكثر آزمودنيها اين شرايط را تنها براى دو يا سه روز توانستند تحمل كنند (بيشترين مدت 6 روز بود). آزمودنيها،در تعامل هاى محدودى كه با آزمايشگر داشتند، خيلى حساس و زود رنج شده بودند و رفتارهاى كودكانه اى از آنها سر مى زد. آنچه باعث تعجب هب و همكارانش شد اين بود كه محروميت حسى آثارى بسيار فراتر از ملال ساده ايجاد كرد.&lt;BR&gt;آزمايشهاى ديگر نشان داده اند كه وقتى شرايط محروميت حسى شديد تر مى شود،آزمودنيها تنها مدت زمان كوتاهى مى توانند آن را تحمل كنند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;هب از اين پژوهشها نتيجه مى گيرد كه تجربه حسى نه تنها براى رشد مناسب نوروفيزيولوژيكى ضرورى است بلكه براى حفظ كاركرد طبيعى نيز لازم است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;به سخن ديگر، پس از آنكه رويدادهاى پايدار در زندگى فرد به صورت مجتمع هاى سلولى و زنجيره هاى مرحله اى در قالب نوروفيزيولوژيكى بازنمايى شدند، بايد در هماهنگى با رويداد هاى محيطى ادامه يابند. اگر رويداد هاى حسى كه به طور معمول در زندگى فرد رخ مى دهند اتفاق نيفتند، فرد فشار روانى، ترس يا عدم تعادل را تجربه خواهد كرد. بنابراين، رويدادهاى محيطى پايدار نه تنها جريانهاى عصبى معينى را توليد مى كنند بلكه همان رويدادها بايد ادامه يابند تا آن جريانها را مورد حمايت قرار دهند.&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;بنابراين، هب به نيازهاى مختلف ارگانيسم مانند غذا، آب،فعاليت جنسى و اكسيژن، نياز به تحريك را هم اضافه مى كند. حتى اگر تمام نيازهاى ديگر ارگانيسم برآورده شوند، چنانچه او از تحريك طبيعى برخوردار نباشد،فعاليت هاى شناختى اش شديدا نقصان مى يابند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tabassom&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محيط هاى غنى&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;اگر محروميت حسى موجب اختلال در رشد يا كاركرد طبيعى ارگانيسم مى شود،آيا امكان دارد كه يك محيط غنى رشد او را سرعت بخشد؟&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به نظر مى رسد كه جواب اين سؤال مثبت باشد. هب (1949) احتمالاً كسى است كه نخستين آزمايش را براى تعيين تأثير شرايط مختلف پرورش بر رشد ذهنى طرح و اجرا كرد. در اين آزمايش دو دسته موش شركت داشتند. يك دسته از آنها در قفس هاى آزمايشگاه هب رشد يافتند و گروه ديگر در خانه هب و به وسيله دو دخترش بزرگ شدند. موشهاى گروه اخير وقت زيادى را به بازى با كودكان هب و گشت و گذار در داخل خانه گذراندند. بعد از چند هفته، گروه «دست آموز» به آزمايشگاه بازگردانده و با موشهاى بزرگ شده در قفس مقايسه شدند. معلوم گشت كه عملكرد موشهاى «دست آموز» در يك رشته مسأله مربوط به يافتن راه فرعى در ماز، از عملكرد موشهاى بزرگ شده در درون قفس برتر بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مطالعات فراوان ديگر يافته هاى اين پژوهش اوليه هب را مورد تأييد قرار دادند.براى نمونه، يك رشته آزمايش انجام شده به وسيله بنت، دياموند، كرچ، و روزنزويك (1964) در دانشگاه كاليفرنيا اين مطلب را كه موشهاى تربيت شده در محيط غنى از همنوعانشان كه در انزواى نسبى پرورش يافته اند سريعتر مى آموزند مورد تأئيد قرار دادند. در اين رشته پژوهش محيط غنى تشكيل يافته بود از يك قفس بزرگ حاوى موشهاى ديگر و اشياء اسباب بازى. موشهاى كنترل به تنهايى در قفسهايى كه هيچگونه شيئى در آنها يافت نمى شد بزرگ شدند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;تبيين هب از اين يافته ها تبيينى كاملاً صحيح است.&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt; او مى گويد تنوع حسى زياد فراهم شده توسط محيط غنى، به حيوانات امكان داده است تا تعداد بيشترى مجتمع سلولى و زنجيره مرحله اى پيچيده را به وجود آورند. وقتى كه اين مدارهاى عصبى ايجاد شدند، مى توان از آنها در يادگيرى تازه استفاده كرد. &lt;/A&gt;حيوانهاى گروه كنترل، به سبب تجارب حسى محدودشان، از مدارهاى عصبى ساده ترى برخوردار بودند و در نتيجه از لحاظ حل مسأله ناتوان تر از گروه آزمايشى بودند. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;تلويحات كاربردى اين پژوهشها براى آموزش و پرورش و كودك پرورى كاملاً آشكارند؛ هر چه محيط حسى اوليه كودك پيچيده تر باشد، مهارتهاى بعدى آنان در حل مسأله بهترخواهد بود.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tabassom&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff00ff size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;آيا آثار محيط هاى فقر اوليه پايدارند؟&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بنا به پژوهش روزنزويك و همكارانش،ظاهرا پاسخ اين پرسش منفى است. اين پژوهشگران نشان دادند كه تأثيرات يك محيط حسى فقير را مى توان، با قراردادن حيوانها در يك محيط غنى براى تنها چند ساعت در روز، جبران كرد. بنابراين، لطمه وارده به وسيله يك محيط محدود اوليه را مى توان جبران كرد، البته اگر شرايط به نحو مطلوب تغيير يابند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;*&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع مجاز است.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tabassom color=#990066 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;منبع:&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;- &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;سيف، على اكبر ترجمه مقد مه اى بر نظريه هاى يادگيرى دكتر&lt;BR&gt;هرگنهان والسون. نشر دوران.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=3&gt;-کتاب ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی به ترجمه و تدوین نویسنده وبلاگ(فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار)-چاپ فجر&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 17:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نظریه هوش چندگانه گاردنر </title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;هوش چندگانه چیست؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;هنگامی که واژه «هوش» به گوش ما می‌خورد معمولاً مفهوم ضریب‌هوشی ( IQ ) به ذهنمان می‌آید. هوش معمولاً به عنوان توانائی‌های بالقوه عقلانی تعریف می‌شود. چیزی که ما با آن زاده می‌شویم، چیزی که قابل اندازه‌گیری است و ظرفیتی که تغییر دادن آن دشوار است. امّا در سال‌های اخیر دیدگاه‌های دیگری نسبت به هوش پدید آمده است. یکی از این دیدگاه‌ها، نظریه هوش چندگانه است که توسط هاوارد گاردنر، روان‌شناس دانشگاه هاوارد، ارائه گشته است.&lt;BR&gt;بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال 1983 ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد.&lt;BR&gt;طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او مثل هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش تصویری-فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.&lt;BR&gt;نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو گشته است. منتقدان می‌گویند تعریف گاردنر از هوش بسیار وسیع و گسترده است و هشت نوع هوشی که او تعریف کرده فقط نشانگر استعدادها، خصوصیات شخصیتی و توانائی‌هاست. از دیگر نقاط ضعف نظریه گاردنر می‌توان به کمبود پژوهش‌های عملی پشتیبان آن اشاره کرد.&lt;BR&gt;اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و آموزشگران پیدا کرده است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.&lt;BR&gt;در این مقاله با هشت نوع هوش مختلفی که گاردنر تعریف کرده است بیشتر آشنا می‌شویم. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;98%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=dtext2 dir=rtl vAlign=top&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;&lt;STRONG&gt;۱-هوش تصویری – فضایی &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت: &lt;/STRONG&gt;قدرت تشخیص تصویری و فضایی&lt;BR&gt;کسانی که هوش تصویری-فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;•  لذت بردن از خواندن و نوشتن&lt;BR&gt;•  مهارت در درست کردن پازل&lt;BR&gt;•  مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار&lt;BR&gt;•  لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی&lt;BR&gt;•  تشخیص راحت الگوها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;•  معمار&lt;BR&gt;•  هنرمند&lt;BR&gt;•  مهندس &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;&lt;STRONG&gt;2- هوش کلامی – زبانی &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت- &lt;/STRONG&gt;کلمات، زبان و نویسندگی &lt;BR&gt;کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;•  مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده&lt;BR&gt;•  لذت بردن از خواندن و نوشتن&lt;BR&gt;•  مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده&lt;BR&gt;•  توانائی در توضیح دادن مسائل&lt;BR&gt;•  استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;•  نویسنده/ روزنامه‌نگار&lt;BR&gt;•  وکیل&lt;BR&gt;•  معلم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;&lt;STRONG&gt;3- هوش منطقی – ریاضی &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت- &lt;/STRONG&gt;تحلیل مسائل و عملیات ریاضی &lt;BR&gt;کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط والگوها علاقه‌مندند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;•  مهارت زیاد در حل مساله &lt;BR&gt;•  لذت بردن از تفکر درباره ایده‌های انتزاعی&lt;BR&gt;•  علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی &lt;BR&gt;•  مهارت در انجام محاسبات پیچیده &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;•  دانشمند&lt;BR&gt;•  ریاضیدان &lt;BR&gt;•  برنامه‌نویس رایانه&lt;BR&gt;•  مهندس &lt;BR&gt;•  حسابدار &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;4- هوش اندامی- جنبشی&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت: &lt;/STRONG&gt;تحرک فیزیکی، کنترل حرکات&lt;BR&gt;کسانی که هوش اندامی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ویژگی‌های هوش اندامی- جنبشی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  مهارت در ورزش و رقص&lt;BR&gt;•  لذت بردن از ساختن چیزها با دست&lt;BR&gt;•  هماهنگی فیزیکی عالی &lt;BR&gt;•  به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  رقصنده&lt;BR&gt;•  هنرپیشه&lt;BR&gt;•  مجسمه‌ساز&lt;BR&gt;•  پیمانکار &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;5- هوش موسیقیایی&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت: &lt;/STRONG&gt;ریتم و موسیقی&lt;BR&gt;کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ویژگی‌های هوش موسیقیایی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی&lt;BR&gt;•  تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی&lt;BR&gt;•  توانایی به خاطرسپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها&lt;BR&gt;•  درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  موسیقیدان&lt;BR&gt;•  آهنگساز &lt;BR&gt;•  خواننده&lt;BR&gt;•  معلم موسیقی&lt;BR&gt;•  رهبر ارکستر &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;6- هوش میان فردی&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت: &lt;/STRONG&gt;ارتباط برقرار کردن و درک دیگران&lt;BR&gt;کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند.این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ویژگی‌های هوش میان فردی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  مهارت در برقراری ارتباط کلامی&lt;BR&gt;•  مهارت در ارتباط غیرکلامی&lt;BR&gt;•  نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف&lt;BR&gt;•  ایجاد روابط مثبت با دیگران &lt;BR&gt;•  مهارت در فرو نشاندن اختلافات در داخل گروه‌ها &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  روان‌شناسی&lt;BR&gt;•  فیلسوف&lt;BR&gt;•  مشاور&lt;BR&gt;•  فروشنده&lt;BR&gt;•  سیاستمدار &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;7- هوش درون فردی&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت: &lt;/STRONG&gt;درون نگری و خودآزمایی&lt;BR&gt;کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کند و کاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ویژگی‌های هوش درون فردی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود&lt;BR&gt;•  لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها وایده‌ها &lt;BR&gt;•  خودآگاهی زیاد &lt;BR&gt;•  داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  فیلسوف&lt;BR&gt;•  نویسنده&lt;BR&gt;•  نظریه‌پرداز&lt;BR&gt;•  دانشمند &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;8- هوش طبیعت‌گرا&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;نقاط قوت: &lt;/STRONG&gt;یافتن الگوها و روابطی که با طبیعت وجود دارد &lt;BR&gt;هوش طبیعت‌گرا آخرین نوع هوشی است که گاردنر درنظریه خود به هفت نوع قبلی افزوده و با مقاومت و مخالفت بیشتری نسبت به بقیه روبرو گردیده است. به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط‌شان آگاه می‌شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی&lt;BR&gt;•  مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات&lt;BR&gt;•  لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت&lt;BR&gt;•  بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;انتخاب‌های شغلی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;•  زیست‌شناس&lt;BR&gt;•  حفاظت از محیط زیست&lt;BR&gt;•  باغبان &lt;BR&gt;•  مزرعه‌دار &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://www.ravanyar.com/&quot;&gt;http://www.ravanyar.com/&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=/Images/right_c.jpg&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 20:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیدگاه پیاژه درباره هوش</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;پیاژه&lt;/FONT&gt; ضمن توجه زیاد  روی  پاسخ هایی  که کودکان به سوالات آزمون می دادند، کیفیت  این پاسخ ها و دلایلی  که پشتوانه ارائه پاسخ ها بودند ، به بررسی درونی آزمودنی ها پرداخت . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;نتایج کار وی را می توان در چند مقوله مطرح کرد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;1- رشد  عقلی از الگوی  مشخصی   پیروی می کند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;2- در نحوه  تفکر  کودکان  در سنین مختلف تفاوت های کیفی وجود دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;3- هماهنگ  با رشد و افزایش سن ، ساخت ها و توانایی های شناختی جدید نیز رشد می کند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;4- رشد  عقلی  در حدود  سال های   پایانی نوجوانی کامل می شود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;پیاژه&lt;/FONT&gt;  هوش  را  شکل خاصی از سازگاری شخص  با  محیط می دانست . به اعتقاد وی کودک بتدریج که رشد می کند  همواره ساخت های  روانی  خود را از  نو  سازمان می دهد تا بتواند به گونه ای مطلوب با محیط خود  تعامل  برقرار کند . این  فرایند از راه درون سازی و برون سازی انجام می گیرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;پیاژه فرایند رشد شناختی و هوش را به چهار دوره و هر دوره را به چند مرحله تقسیم کرده که تعادل موفقیت آمیز در هر دوره مستلزم رسیدن به تعادل در مرحله قبلی است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;چهار دوره رشد شناختی پیاژه عبارتند از:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;1- دوره حسی – حرکتی از تولد تا 2 سالگی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;2- دوره پیش عملیاتی از  2 تا 7 سالگی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;3- دوره عملیات عینی از 7 تا 11 سالگی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;4- دوره عملیات صوری از 11 سالگی به بعد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;به نظر پیاژه رشد هوشی به طور طبیعی در 15 سالگی کامل می شود و از آن به بعد  آنچه رشد می کند پیشرفت یا یادگیری های اکتسابی است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;وی چهار عامل را در رشد هوش موثر می داند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;1- عوامل بیولوژیک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;2- عوامل موازنه یا تنظیم کننده خودکار &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;3- عوامل  عمومی  که  از زندگی  اجتماعی  سرچشمه می گیرند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;4- عوامل مربوط به آموزش و پرورش و انتقال فرهنگی به نظر پیاژه دوره های رشد در همه فرهنگها رخ  میدهد و توالی آنها تغییرنا پذیر است و از نظر سن پیدایش هر مرحله، تفاوتهای فردی وجود دارد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;وی به طور کلی هوش را به عنوان فرایندی سازشی تصور می کند. ازنظر پیاژه سازگاری مستلزم ایجاد و تعادل بین ارگانیسم و محیط است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;مهمترین  ویژگی این نظریه جهت گیری تحولی یا رشدی آن است . در مرکز ثقل سیستم او این قضیه قراردارد که عملکرد هوش فرد در مراحل مختلف زندگی به لحاظ کمی و کیفی فرق می کند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;منبع:&lt;A href=&quot;http://psychotoday.blogfa.com/&quot;&gt;http://psychotoday.blogfa.com/&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 18:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روانشناسی یادگیری </title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=daneshnamehtable&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=daneshnamehcell&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هیلگاد &lt;/FONT&gt;روانشناس آمریکایی در یک تعریف جامع یادگیری را اینگونه تعریف می‌کند: &quot; &lt;FONT color=#00ff00&gt;یادگیری یعنی؛ تغییر نسبتا پایدار در رفتار که بر اثر تجربه در توانایی‌های بالقوه فرد بوجود می‌آید.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;دیدکلی &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT size=3&gt;تفاوت سطح انسان قرن 21 با اجداد &lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;غارنشین&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; را چه چیزی پر می‌کند؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادگیری در زندگی انسان چه نقشی دارد ؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT size=3&gt;ایا یادگیری محدود به مدارس و آموزشگاهها است ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی نمایان است. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادگیری&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; تنها آموختن مهارتی خاص با مطالب درسی نیست؛ بلکه در &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;رشد هیجانی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;رشد شخصیتی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، تعامل اجتماعی انسان دخالت دارد. انسان یاد می‌گیرد که از چه چیزی بترسد، چه چیزی را دوست بدارد و کجا چگونه رفتار کند. در واقع نوزاد از همان لحظه تولد درگیر فرآیند یادگیری می‌شود و این توانایی است که باعث پیشرفت و تفاوت روزانه او تفاوت انسانهای یک نسل از انسانهای نسل قبل از خودشان می‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فرآیند یادگیری با توجه به اهمیتش همیشه مورد توجه بوده و در این مورد &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;دانشمندان&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; بسیاری اظهار نظر ، پژوهش و نظریه پردازی کرده و جواب بسیاری از سوالات را روشن کرده‌اند، بطوری که می‌توان با صراحت و اطمینان در مورد اینکه &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادگیری چیست ؟&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، چگونه رخ می‌دهد و عوامل موثر کدام هستند ؟ &quot; بحث کرد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;ویژگی‌های یادگیری &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;تغییر در رفتار &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادگیری همره با &quot;تغییر&quot; است، به گونه‌ای که بعد از کسب یادگیری موجود زنده (از جمله انسان) رفتارش (بیرونی یا درونی) به یک روش یا حالت جدید تغییر می‌یابد. این تغییر هم در رفتارهای ساده و هم در رفتارهای پیچیده دیده می‌شود. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;پایداری نسبی &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;درست است که یادگیری همراه با تغییر است ولی هر تغییری یادگیری محسوب نمی‌شود، بلکه تغییرات ناشی از یادگیری پایداری (Permanency) دارند؛ و تغییراتی که پایداری نداشته باشند را نمی‌توان به یادگیری نسبت داد (نظیر تغییرات ناشی از مصرف دارو یا مواد ، هیجانها ، خستگی و... که پس از رفع اثر دارو ، موضوع هیجان یا رفع خستگی و...تغییرات نیز ناپدید می‌شوند). فردی که مسئله یا چیزی را یاد گرفته است تغییرات حاصل از آن را همواره با خود دارد و در مواقع لازم به اجرا در می‌آورد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;توانایی‌های بالقوه &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادگیری در فرد نوعی توانایی ایجاد می‌کند، بدین معنی که &quot; &lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;تغییرات پایدار در رفتار&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot; نتیجه تغییر در &quot;توانایی‌ها&quot; است، نه تغییر در رفتار ظاهری. اگر طرف دیگر این توانایی‌ها همیشه مورد استفاده قرار نمی‌گیرند بلکه بعضی مواقع بصورت بالقوه هستند و هر وقت موقعیت و فرصت استفاده فراهم شود؛ از حالت بالقوه خارج و به حالت بالفعل (عمل) در می‌آیند. مثلا فردی که دوچرخه سواری را یادگرفته است، اگر موقعیت دوچرخه سواری برای او فراهم نباشد این توانایی بصورت بالقوه در فرد باقی می‌ماند و هر وقت موقعیت و فرصت دوچرخه سواری فراهم شود (مثلا یک دوچرخه در اختیار او قرار گیرد) این توانایی از بالقوه به بالفعل (حالت عمل) در می‌آید. این بدان معنی است که یادگیری هیچ وقت از بین نمی‌رود. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;تجربه &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;هر نوع تغییر در توانایی‌های بالقوه زمانی یادگیری محسوب خواهد شد که بر اثر &quot;تجربه&quot; (Experience) باشند، یعنی&quot;محرک‌ها&quot; (عوامل) بیرونی و درونی بر فرد (یاد گیرنده) تاثیر بگذارد (نظیر خواندن کتاب ، گوش دادن به یک سخنرانی ، زمین خوردن کودک و فکر کردن در باره یک مطلب و ...) بدین ترتیب تغییرات پایداری که در توانایی افراد بوسیله عواملی به غیر از تجربه بدست می‌آید یادگیری محسوب نمی‌شود. تغییرات پایدار غیر تجربه‌ای بیشتر عوامل رشدی را دربر می‌گیرند (نظیر عضلانی شدن ، دندان درآوردن ، &lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;تغییرات بلوغ&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، پیر شدن و ...). &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادگیری یا وراثت &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;بحث در مورد نقش &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;و &lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;وراثت&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Inheritance) به سه نظریه متفاوت که هر یک طرفداران خود را دارند؛ منتهی &lt;FONT size=3&gt;یادگیری&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt; می‌شود. گروه اول از این دیدگاه دفاع می‌کنند که &quot;این وراثت است که رفتار و اعمال ما را شکل می‌دهد و یادگیری نقشی زیادی ندارد. گروه دوم به نقش مطلق یادگیری تاکید و وراثت را رد می‌کنند. اما در دهه‌های اخیر نظریه سومی نیز مطرح گردید که در آن بر نقش &lt;SPAN style=&quot;COLOR: navy&quot;&gt;&quot;تعاملی وراثت و یادگیری&quot;&lt;/SPAN&gt; تاکید شده است. هم از لحاظ نظری و هم از دیدگاه تحقیقی نظریه سوم بهترین دیدگاه و راهکار را دارد. از دیدگاه این گروه هیچ کدام مطلق نیستند، بلکه آنها کامل کننده یکدیگر هستند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;انسان موجودی یادگیرنده است اما انسان چیزی را یاد نمی‌گیرد، مگر آنکه قبلا در ساخت ژنتیکی‌اش ، توانایی‌ها و برنامه ریزی‌هایی وجود ندارند که مستقل از توارث باشد و هیچ رفتاری وجود ندارد که تحت تاثیر یادگیری قرار نگیرد مثلا کودکان بعد از سن معینی شروع به &quot;خزیدند ، ایستادن و راه رفتن&quot; می‌کنند (نقش وراثت) با این حال در ابتدا نواقص و مشکلات زیادی دارند که با گذشت زمان و در اثر تجاربی که بدست می‌آورند، آنها را اصلاح می‌کنند (نقش یادگیری). &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;نظریه‌های یادگیری &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;تداعی گرایی (Associationism) &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;تداعی سنت گرایی از &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;ارسطو&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; فیلسوف یونانی باقی مانده است که در اواخر قرن نوزده و در اوایل قرن بیستم بصورت علمی و با عنوان‌های &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;شرطی سازی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;نظریه‌های محرک - پاسخ&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;رفتار گرایی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot; در &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;آزمایش‌های پاولف&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Pavlov )، ترندایک ( Thorndike) و اسکینر (Skinner) و ...&quot; مورد مطالعه واقع شده است. این نظریات بر پیوند بین محرک‌ها و پاسخ‌ها تاکید و یادگیری را حاصل آن می‌دانند. این نظریات &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;شناخت ، تفکر &lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt;&quot; و هر فرآیندی را که قابل مشاهده مستقیم نباشد را مردود می‌دانند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادگیری اجتماعی (Social Learning) &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;نظریه یادگیری اجتماعی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; شکل دیگری از &lt;B&gt;نظریه‌های تداعی گرا&lt;/B&gt; است که در کارهای &lt;B&gt;البرت بندورا (Albert Bandura) و جولیان راتر (Julien Rotter)&lt;/B&gt; دیده می‌شود. این نظریه‌ها هم بر رابطه &quot;محرک- پاسخ&quot; تاکید دارند ولی در کنار آن بوجود &quot;متغیرها و عوامل شناخت درونی&quot; واسطه بین &quot;محرک- پاسخ&quot; اعتقاد دارند. این کار آنها بازتاب و تقویت کننده رویکردهای شناختی در روانشناسی است. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;شناخت گرایی (Cognitiveism) &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;تاکید &quot;رویکرد شناختی&quot; معمولا ، بر &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;ادراک&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Perception) ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;تصمیم گیری&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Decision making )، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;پردازش اطلاعات&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; و... است این نظریه‌ها در مخالفت با &quot;تداعی گرایی افراطی&quot; بوجود آمدند. در واقع این نظریه‌ها به جنبه‌هایی از فرآیند یادگیری توجه کردند که در نظریه‌های تداعی گرا کنار گذاشته و حتی مردود اعلام شده بود. از نظریه پردازان این حوزه می‌توان با نظریه‌های (Gestalt)، پردازش اطلاعات و ... اشاره کرد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;حافظه و یادگیری &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;به نظر می‌رسد انسان هر چه دارد (منظور پیشرفت‌ها) از برکت وجود &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;حافظه&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Memory) دارد. در واقع اگر حافظه نبود، شواهدی هم برای وجود یادگیری در دسترس نبود. گفته شده اگر حافظه نبود انسان مجبور بود هر لحظه و هر روز روشن کردن آتش را یاد بگیرد. بدین ترتیب حاقظه و یادگیری بطور جدایی‌ناپذیری باهم ارتباط دارند. حافظه ، یادگیری را با ذخیره کردن تجربیات و یکپارچه کردن آنها تسهیل می‌کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای ثبت ، نگهداری و بازخوانی موضوعات یادگرفته شده مراحل سه گانه &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;رمز گردانی&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Coding)، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;اندوزش&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Storage) و &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;بازیابی&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Retrieval) لازم است. و این سه مرحله خود در قالب انواع سه گانه حافظه یعنی &lt;B&gt;حافظه فوری&lt;/B&gt; (Immediate Memory)، &lt;B&gt;حافظه کوتاه مدت&lt;/B&gt; Short- Term Memory)) و &lt;B&gt;حافظه بلند مدت&lt;/B&gt; (Long- Term Memory) مورد بررسی قرار می‌گیرد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;فیزیولوژی یادگیری و حافظه &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;تمام اتفاقات مربوط به یادگیری (چه از نوع تداعی و چه از نوع شناختی) و تمام مراحل و فرایندهای مربوط به حافظه در &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;مغز&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; انجام می‌گیرد. تحقیقات زیادی درمورد محل و موقعیت &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;نورونهایی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; که با یادگیری و حافظه در ارتباط هستند، شده است تا به سوالاتی از قبیل &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;مکانیزم عصبی یادگیری و یادآوری چگونه است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;چگونه خاطره‌ها نگهداری می‌شوند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; و... پاسخ داده شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این تحقیات به نظریه‌های زیاد و متفاوتی مانند &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;نظریه تثبیت&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Consolidation Theory) ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;نظریه سنتز پروتئین&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Portion Synthesis Theory) ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;نظریه میانجی‌های عصبی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; (Neurotransmitter Theory) و... منجر شده است. اما باز هم اطلاعات و آگاهی انسان از فرایند دقیق این اعمال &lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: underline&quot;&gt;ناقص&lt;/SPAN&gt; است و پژوهش‌هادر این زمینه ادامه دارد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;گستره روانشناسی یادگیری &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;&lt;FONT size=3&gt;کلید ورود به مطالعات و مباحث روانشناسی مطالعه و آگاهی از روانشناسی یادگیری است. روانشناسی یادگیری پایه‌ای برای درک و فهم سایر حوزه‌های روانشناسی است و سایر حوزه‌های روانشناسی نیز از نظریات و تحقیقات روانشناسی یادگیری استفادهای وسیعی می‌برند. در کنار این موضوع روانشناسی یادگیری در زندگی روزمره از کاربردی‌ترین حوزه‌های روانشناسی است &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;مدرسه&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، آموزشگاه‌ها ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;روشهای تربیت کودک&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، آموزش رانندگی ، روش‌های درمانی و انتقال تجربیات از نسلی به نسلی دیگر به یادگیری و روشهای آن وابسته هستند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;H1&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;چشم انداز این علم &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;این تفکر که &quot;در آینده از اهمیت و جایگاه یادگیری کاسته خواهد شد&quot;، محال است. توجه ، &lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;مطالعه&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT size=3&gt; ، اظهار نظر و نظریه پردازی در حوزه یادگیری و روش‌های آن از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است و به نظر می‌رسد این وضع در آینده هم ، همین باقی خواهد ماند. انسان همیشه دنبال روش‌های جدید و بهتری برای یادگیری است. در حال حاضر پژوهش‌های مرتبط با &quot;یادگیری شناختی&quot; از پرکارترین و مقدم‌ترین حوزه‌ها است و در آینده هم این حوزه فعالیت بیشتری خواهد داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;منبع:&lt;A href=&quot;http://www.roshd.ir/&quot;&gt;http://www.roshd.ir/&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 21:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هفت عاملی که براي سلامت شما مضر هستند</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;ويژگي‌هاي شخصيتي ما بسيار بيشتر از تعيين چرخه‌هاي اجتماعي در زندگي ما تاثير گذار هـسـتـنـد. &lt;FONT color=#ff0000&gt;اسـتـفن بويل&lt;/FONT&gt; محقق مركز پزشكي دانشگاه دوك در كاروليناي شمالي در اين باره اظهار داشت: اين ايده كه رفتار يا شخصيت مي‌تواند در بلند مدت روي سلامت انسان تاثير بگذارد موضوع تازه‌اي نيست اما در اين مقاله ميزان اين تاثيرگذاري مورد بررسي قرار گرفته است. محققان مي‌گويند؛ درحالي كه افراد عصبي زودتر تحليل مي‌روند و ممكن است جان خود را به خطر بيندازند، برخي از افراد نيز به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي خاص خود ممكن است بيشتر عمر كنند. &lt;FONT color=#00ff00&gt;در اين تحقيق، پژوهشگران 7 نوع تفكر را عنوان كرده‌اند كه سلامت فرد را به خطر مي‌اندازند و بر جسم انسان تاثيرات نامطلوبي بر جاي مي‌گذارند كه عبارتند از:&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;1-&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#990066&gt;اسـتـرس&lt;/FONT&gt;: تحقـيـقات نشان مي‌دهد استرس و نگراني در طولاني مدت مي‌تواند كُشنده باشد؛ به‌ويژه استرس‌هاي محل كار كه احـتـمال ابتلا به بيماري‌هاي قلبي، آنفلوانزا، سندرم متابوليك و افزايش فشار خون را تشديد مي‌كند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;2- غصه و تقدير&lt;/FONT&gt;: اندوهگين بودن، نه تنها از نـظـر اجـتـمـاعي مضر است بلكه تاثيرجسمي نامطلوبي نيز دارد. مطالعات نشان مي‌دهد افراد مبتلا به بيماري‌هاي عروقي اگر اندوهگين و غـصـه دار بـاشـنـد زودتـر مـي‌مـيرند. محققان مي‌گويند نوع شخصيت روي سيستم ايمني بدن و همچنين سيستم واكنش به استرس در انسان تاثير مي‌گذارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;3- اضطراب&lt;/FONT&gt;: بر اساس يافته‌هاي علمي، ميزان ابتلا به زوال عقل و آلزايمر در افرادي كه كـــمـــتـــــر مـــضـــطـــــرب مـــــي‌شــــونــــد،‌ پــــايــيــــن‌تــــر است. تحقيقات نشان داده است خطر ابتلا به زوال عـقـل در سـالـمـنـدانـي كـه آرام هـستند،50 درصد كاهش مي‌يابد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;4- فـقـدان خـويشـتـنداري&lt;/FONT&gt;: آيا وقت ملاقاتتان دير شده و يا نمي‌توانيد كارهايتان را منظم كنيد و به اين خاطر كنترل خود را از دست داده‌ايد؟ پس بدانيد كه اين عدم خويشتنداري مي‌تواند به سلامت شما آسيب برساند. محققان مي‌گويند انـسـان‌هـاي خـوددار نسبت به ديگران عمر طولاني تري دارند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;5- دلواپسي&lt;/FONT&gt;: افراد به شدت عصبي كه دائـمـا نـگـران و مـضطرب و مستعد ابتلا به افسردگي هستند به طور متوسط زودتر مي‌ميرند. به‌علاوه، اين افراد اغلب بيشتر سيگار مي‌كشند به اميد اين كـه سيگار اضطراب آنها را كاهش دهد اما متاسفانه با اين كار عمر خود را كوتاه مي‌كنند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;6 &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;- بي‌هدفي در زندگي&lt;/FONT&gt;: اگر احساس مي‌كنيد در زندگي خود هدفي نداريد بايد بدانيد كه زمان سكونتتان بر روي كره زمين يا به عبارتي عـمـرتـان كوتاه خواهد شد. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كساني كه اهداف بالايي در زندگي دارند به زوال عقل مبتلا نمي‌شوند و ديرترهم مي‌ميرند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;7&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#990066&gt;- بدبيني&lt;/FONT&gt;: بدبيني و بدگماني نسبت به ديگران يك ويژگي شخصيتي است كه به گفته دانشمندان به خصومت و دشمني بازمي‌گردد و خــطـر ابـتلا به بيماري‌هاي قلبي را افزايش مـــي‌دهـــد. ايـــن افــراد اغـلــب در رفـتــار مـردم انگيزش‌هاي خصمانه پيدا مي‌كنند. دكتر بويل در مــطــالــعـات خـود نـشـان داده افـراد بـدبين 25درصد بيش از ديگران در معرض ابتلا به بيماري‌هاي قلبي هستند و به مراتب استرس بيشتري را در طول زندگي تجربه مي‌كنند.اگر شما هم صادقانه تصور مي‌كنيد كه هركدام از اين مشكلات را داريد، ‌از همين امروز به خاطر سلامت خودتان هم كه شده براي رفع آن تلاش كنيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع:&lt;A href=&quot;http://www.noandish.com&quot;&gt;سایت نواندیش&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 00:32:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصول موفقیت و کامیابی(اسرار موفقیت)-قسمت پایانی</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-کسب مهارت در حرفه خود و تقویت مداوم آن&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-ایجاد ارتباطات اجتماعی قوی و موثر&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تصمیم قاطعانه در انجام امور&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تلاش و کوشش بیشتر و هدفمند نسبت به گذشته&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-بایگانی اطلاعات.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;افراد موفق,اطلاعات مهم را بایگانی می کنند تا در موقع لزوم بتوانند مجددا از آن استفاده کنند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-تفکر بر روی هدف های واقعی و اصلی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-پرهیزاز تلفن های غیرضروری و تنظیم مدت زمان تلفن های ضروری&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-پرهیزاز برنامه های بی محتوای تلویزیون&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-تفکر و تجسس بر روی راه حل ها نه مشکلات&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;درحقیقت فرد باید به گونه ای عمل کند که ازطریق افکار خلاق خود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=4&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;مشکلات را حل کند نه اینکه در خود مشکل غرق گردد.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-دوست داشتن خود و برای خویشتن ارزش قائل شدن&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-داشتن انگیزه قوی و پشتکار&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;-حفظ هوشیاری در همه حال&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تقویت ذهن و جسم&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-آمادگی داشتن جهت یادگیری بیشتر&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;.همواره مطالب مهمی برای یادگیری وجود دارد و انسان ها در هیچ زمینه ای کامل نیستند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-به جای انجام کارهای غیرضروری&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;باید به &lt;A href=&quot;http://www.ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;کارهای کلیدی و مهم &lt;/A&gt;پرداخت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-برطرف کردن نقاط ضعف اصلی و عواملی که باعث محدودیت ما می گردند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-گفتگو با خود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;گفتگوهای مثبت و سازنده باعث افزایش اعتماد به نفس و موفقیت بیشتر فرد می شود.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-&lt;A href=&quot;http://www.ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;کنترل احساسات جهت کنترل زندگی و سلامت جسم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-شهرت یافتن ازنظر عملکرد عالی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-پرهیزاز پیش فرض های غلط&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-حرکت گام به گام و مرحله به مرحله&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;عموما پیشرفت در کارها&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=4&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;جهشی نیست بلکه مراحلی دارد که فرد لازم است این مراحل را طی کند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-افزایش کیفیت کارها.افراد موفق بر کیفیت امور تاکید دارند نه بر کمیت آن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تمرکز جهت دستیابی به ایده های جدیدتر&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-رعایت نظم و انضباط در کارها&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-استقامت در برابر مشکلات&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-جلب اعتماد دیگران&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-افزایش سرعت عمل در کارها&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع مجاز می باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 20:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصول موفقیت و کامیابی(اسرار موفقیت)-قسمت دوم</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-تلاش و کوشش مستمر به جای استراحت طولانی مدت که بیانگر پایبندی و تعهد شخص به سخت کوشی است.البته تلاش و کوشش باید درجهت رسیدن به اهداف ازقبل تعیین شده باشد.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-کنترل و تسلط بر ترس ها.جهت موفقیت در کارها باید با ترس ها روبرو شد.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-برقراری روابط اجتماعی موثر که بدون ایجاد ارتباط عاطفی امکان پذیر نیست&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-عدم احساس گناه نسبت به وقایع گذشته ازطریق اصلاح نقاط ضعف&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com&quot;&gt;-ایجاد ارتباط صمیمانه با همکاران و حتی با افرادی که رقیب ما به حساب می آیند&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-نگرش مثبت به خود و خوشبین بودن نسبت به آینده.حتی درصورت بروز مشکلات و نگرانی ها نیز باید با همین استراتژی با آن روبرو شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-برقراری ارتباط بیشتر با اشخاصی که ما را در فعالیت های مان حمایت می کنند و تلاش جهت تقویت چنین ارتباطاتی,یک عامل موثر و مهم پیشرفت در آینده محسوب می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-افراد موفق از کمک کردن به دیگران جهت دسترسی به اهدافشان دریغ نمی کنند.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-عملگرایی از ویژگی های مهم افراد کارآمد می باشد&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-استفاده از نظریات و تجربه های شخصی دیگران&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-جدیت در کارها&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-وظیفه شناسی که بیانگر عملکرد موثر و کارای شخص می باشد&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-آینده نگری در کارها و امور مربوطه&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-استراحت و تغذیه مناسب.استراحت نباید منجربه تنبلی فرد گردد و باید از پرخوری که باعث آسیب جسم و قوای بدنی-ذهنی می گردد پرهیز کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-بخشش خود و دیگران به هنگام بروز اشتباهات&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;-زندگی کردن در زمان حال و لحظه اکنون نه در گذشته&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-پرهیزاز انتقادات غیر موثر و بی جا نسبت به دیگران و بررسی انتقادات دیگران نسبت به خود&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-نه گفتن به خواسته های بی جای دیگران&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-دسترسی به اطلاعات بیشتر در حوزه کاری خود و به روز بودن&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-پرهیزاز انجام کارهای جزئی-فرعی و بی اهمیت&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-انعطاف پذیر بودن و تغییر عقیده به هنگام اشتباهات&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;شنونده خوب بودن &lt;/A&gt;که نشان دهنده اهمیت دادن به دیگران می باشد&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-دوست داشتن خود و دیگران&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-پایبندی به اصول اخلاقی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-داشتن برنامه هایی جهت برقراری ارتباط بیشتر با اشخاص با نفوذ و کارا&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-سماجت در کارها و پی گیری امور&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-پیاده روی و ورزش&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-مذاکره به هنگام بروز اختلافات و یافتن زمینه هایی مشترک جهت ادامه مذاکرات&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع مجاز می باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 14:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصول موفقیت و کامیابی(اسرار موفقیت)-قسمت اول</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;موفقیت افراد بدون پایبندی و رعایت قواعد آن تقریبا محال است.طی چند پست سعی خواهم کرد بسیاری از این اصول را به خود و دیگران یادآوری نمایم.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;این اصول و قواعد شامل موارد ذیل می باشند:&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;-داشتن هدف های بزرگ.همچنین اهداف انتخابی باید واضح و مشخص باشند و به صورت سلسله مراتب درنظر گرفته شوند که مقصود همان &lt;FONT color=#00ff00&gt;&quot;اولویت بندی اهداف&quot;&lt;/FONT&gt;می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تمرکز بر روی اهداف تعیین شده&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تکرار و یادآوری هدف های ازقبل تعیین شده به خود و گاها بررسی مجدد اهداف&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تصویرسازی و مجسم ساختن خواسته ها در ذهن&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تمرکز و تاکید بر روی هدف و کار اصلی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-شجاع بودن و اعتماد به نفس داشتن(جرات و خودباوری)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-امیدوار بودن حتی در شرایط ناگوار.فردی که امیدش از دست رود درحقیقت همه چیز را واگذار می کند&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;-صداقت در کارها و با هدف خدمت رسانی واقعی(نه زبانی)به مردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-کنترل ذهن و معطوف کردن افکار به هدف اصلی.فرد باید افکار خود را نسبت به آنچه می خواهد توجه دهد&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-مدیریت زمان و کنترل امور زندگی.اشخاص موفق از مهمانی های بی اهمیت,برنامه های تلویزیونی و تماس های تلفنی بی فایده اجتناب می کنند&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-قدر فرصت ها را دانستن.فرصت های خوب نادرند و افراد به محض قرارگرفتن در چنین موقعیت هایی باید دقیق و عاقلانه برخورد کنند&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-اطمینان داشتن به خود و حفظ روحیه خونسردی در هر شرایطی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تحمل شکست درصورت ناکامی های موقت.اشخاص موفق درصورت شکست علت آن را بررسی می کند و اصولا بدون شکست موفقیت حاصل نمی شود.ازطریق آگاهی نسبت به رازهای شکست و بحران است که موفقیت در آینده تضمین می گردد&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-برنامه ریزی کردن جهت رسیدن به هدف مورد نظر.دسترسی به اهداف بدون برنامه ریزی امکان پذیر نیست&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-&lt;FONT color=#00ff00&gt;یادداشت&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00ff00&gt;کردن&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00ff00&gt;اهداف&lt;/FONT&gt;.این فاکتور یکی از مهمترین عوامل کامیابی است و باعث تسریع در پیشرفت شخص می گردد.عموما افرادی که خواهان موفقیت واقعی می باشند از دفترچه یادداشت استفاده می کنند&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com&quot;&gt;-افراد موفق مسئولیت اعمال و رفتار خود را می پذیرند.مسئولیت پذیری از مشخصه های موفقیت به حساب می آید.&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-کنترل احساسات.اگر بر اعمال و رفتار خود کنترل داشته باشیم و هیجانی برخورد نکنیم موفقیت بیشتری را کسب خواهیم کرد.بلوغ احساسات عاملی است که بسیاری از افراد موفق را از اشخاص ناموفق جدا می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع مجاز می باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 15:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خطاهای ده گانه همسران جوان</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=2 cellPadding=2 width=&quot;96%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle colSpan=6&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle colSpan=6 height=4&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD colSpan=6&gt;
&lt;DIV class=shortnewsin dir=rtl align=right&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سلامت ایران&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; - دکتر پروین ناظمی&lt;/FONT&gt; : زوج‏هاي جوان شباهت زيادي به دانشجوهاي سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول يادگيري خم وچم زندگي مشترك‌اند. آگاهي از اشتباهات معمول در اوايل ازدواج مي‏تواند كمك كند كه مانع بروز آنها شويم. در پيچ و خم دل‌دادگي و حرف‌هاي نگفته جواني، واقعيت‌هاي يک عمر زندگي در کنار يکديگر و تجربه حوادث تلخ و شيرين و مهارت‌هاي لازم براي شناخت و تجزيه و تحليل مشکلات زندگي فراموش مي‌شود. يادآوري چند نکته به همه ما کمک مي‌کند تا مسافتي دورتر از شروع زندگي مشترک و روياپردازي‌هاي عاشقانه را مشاهده کنيم... 
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;فکر نکردن به فرداي ازدواج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;بعضي از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج مي‌شوند كه نمي‌دانند درگير چه مسايلي شده‌اند. شما متاهل شده‌ايد. جشن ازدواج شايد سرگرم كننده باشد اما فقط يك روز است. اكنون شما ناچاريد با يكديگر زندگي كنيد، با هم كنار بياييد و خانواده خودتان را تشكيل دهيد. از برنامه‌هاي جشن و بازتاب آن، از تماشاي فيلم عروسي تا تجديد خاطرات با دوستان لذت ببريد، اما تمام مدت، تصوير بزرگ‌تري را در ذهن داشته باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;تلاش براي عوض کردن خلقيات همسر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;به احتمال قوي، شما به اين دليل با همسر خود ازدواج كرده‌ايد كه عاشقش بوده‌ايد. اگر اين طور باشد، هيچ دليلي وجود ندارد كه او را تغيير دهيد. بدون شك، افراد بالغ به طرز چشم‌گيري تغيير نمي‌كنند. پس بهترين اطمينان شما اين است كه همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هايي كه با ديگران دارد، دوست بداريد. تلاش براي عوض كردن همسرتان فقط احساسات او را جريحه‌دار كرده و زندگي مشترك شما را خراب مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;رابطه بد با خانواده همسر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;اگر تا اين لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر كاري بزنيد تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشيد. اولين نفري باشيد كه صلح را برقرار مي‌كند، زيرا هنگام دعواي شما با خانواده همسرتان، تنها كسي كه آزرده خاطر مي‌شود، همسرتان است كه احساس مي‌كند بين شما گير افتاده است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مشاجره به‌جاي گفتگو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;پرخاشگري و فرياد زدن و جيغ كشيدن در حل مشكل يا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكي نمي‌كند. گفتگوي آرام و منطقي شما را به پيش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانيد خودتان را كنترل كنيد، زندگي تان را به مخاطره مي‌اندازيد. پس هر كاري را كه شامل اين موارد است از استراحت در ميانه بحث تا طلب كمك به وسيله روش‌هاي درماني انجام دهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;کوتاه بودن افق ديد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;هيچ‌كس دوست ندارد درباره مسايل سنگيني مثل كنترل مسايل مالي، راه‌هاي ممكن در صورت بچه‌دار نشدن، نحوه آمادگي براي اتفاقات پيش‌بيني نشده‌اي مثل مرگ، بحث كند. با اين حال اكنون كه متاهل شده‌ايد، چاره‌اي جز صحبت درباره اين موضوعات نداريد. ازدواج شما به اين مسايل وابسته است. عاقل باشيد و در مورد تمامي اين مسايل با همسر خود صحبت كنيد. در صورت لزوم با ديگران مشاوره داشته باشيد اما اين مسايل را ناديده نگيريد. زندگي، تنها تفريح و مهماني و خوشي نيست. درخود توانايي پذيرش مشكلات بزرگ‌تر را داشته باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دعواهاي بيهوده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;هر انسان متاهلي با همسر خود بر سر مسايلي بحث مي‌كند، از باز گذاشتن سر خميردندان تا آويزان كردن لباس روي دستگيره در كه در نظر ديگران بي معني است. بحث‌هاي خود را براي مسايل مهم‌تري نگه داريد. اين دلخوري‌ها را به حال خود بگذاريد. به راستي اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌هاي كثيف روي زمين است، بايد خودتان را خوش‌شانس بدانيد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;حسادت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;همسرتان شما را براي زندگي انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان مي‌شود كه تصور مي‌كند شما به او اعتماد نداريد. اگر او هميشه قابل اعتماد بوده است، نبايد با حسادت خود حتي براي او ايجاد مزاحمت كنيد. اين براي رابطه سم است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;زندگي کردن مانند مجردها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;اكنون زمان آن رسيده كه بزرگ شويد. گردش شبانه رفتن با دوستان، زماني اشكال نداشت كه شما مجرد بوديد و هيچ كس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان يك فرد متاهل، انجام بعضي كارها شايسته نيست. شما مي‌دانيد درست و غلط چيست. پس كار درست را انجام دهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;غرور در زندگي مشترك&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;زن يا شوهري كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و كسي كه مهر و محبت همسر خود را انكار مي‌كند، هيچ كار مفيدي براي زندگي مشترك‌شان انجام نمي‏دهد. او اجازه مي‌دهد غرور و روش‌هاي حل مشكلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پيدا كند و رابطه آنها به نتيجه برسد. بايد ملايم‌تر باشيد و راهي پيدا كنيد كه مسووليت اعمال خود را به گردن بگيريد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;با هم نبودن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody dir=rtl align=justify&gt;بايد مانند يك گل از زندگي مشترك خود مراقبت كنيد. گل، بدون آب، نور خورشيد و مراقبت هرگز رشد نخواهد كرد. بنابراين، بايد برنامه‌ريزي كنيد تا مدت زمان بيشتري را در كنار همسر خود باشيد.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=bottom colSpan=6&gt;
&lt;HR class=comhr width=&quot;80%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/HR&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD colSpan=6&gt;
&lt;DIV align=center&gt;منبع:&lt;A href=&quot;http://www.noandish.com/&quot;&gt;سایت نواندیش&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 12:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مطالبی از اریک فروم</title>
<link>http://ebarzkar.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;*من بر این باورم که انسان هنگامی خودش است که نیروهای درونی خود را بکار گیرد و اگر زندگیش به جای &lt;FONT color=#0000ff&gt;&quot;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;بودن&lt;/A&gt;&quot; &lt;/FONT&gt;در &quot;داشتن و مصرف&quot; خلاصه شود به پستی خواهد گرایید&lt;FONT face=Tahoma&gt;,&lt;/FONT&gt; تبدیل به شی خواهد شد و روزگاری رنج آور و خالی از لطف و صفا خواهد داشت.شادی حقیقی با فعالیت به دست می آید و فعالیت حقیقی یعنی پرورش و بکاربردن نیروهای انسانی. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;*امروزه مردم چه در اندیشیدن&lt;FONT face=Tahoma&gt;,&lt;/FONT&gt; چه در زندگی و چه در کار کمتر &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;تمرکز &lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;دارند.کار چنان جز به جز و پراکنده است که فقط تمرکز مکانیکی امکان دارد.مسلما بی تمرکز قادر به انجام هیچ کاری نیستیم و آنچه را که بدون تمرکز انجام دهیم ارزش چندانی نخواهد داشت.اگر تمرکز نباشد فعالیت های ما اقناع کننده نخواهد بود.این واقعیت در همه افراد مصداق دارد و مخصوص هنرمندان یا دانشمندان نیست.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;*درنهایت فقط &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;راستی و صداقت&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;است که انسان را به آزادی می رساند اما افراد زیادی از آزادی می ترسند و توهمات را به آن ترجیح می دهند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;*در این ساختار کلی اجتماعی&lt;FONT face=Tahoma&gt;,&lt;/FONT&gt; بشر به یک مهره کوچک&lt;FONT face=Tahoma&gt;,&lt;/FONT&gt; به یک صفر و به یک بازیگر ناچیز در سناریوی دیوانسالاری تنزل &lt;/STRONG&gt;کرده&lt;STRONG&gt; است.نه تصمیمی هست تا بگیرد و نه مسئولیتی که بر دوش خود بگذارد.فقط کاری را انجام می دهد که ماشین دیوان سالاری تعیین و مشخص کرده است&lt;FONT color=#0000ff&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;A href=&quot;http://ebarzkar.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مجال اندیشیدن&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#0000ff&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; احساس و شکل دادن به زندگی خصوصی برای خود انسان در حداقل است.تنها چیزی که فکر او را به خود مشغول می کند فرآورده هایی است که از خودخواهی وی حاصل می شود&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#0000ff&gt;,&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; مسایلی هم چون:&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;چگونه می توانم پیش بیافتم و چطور می توانم پول بیشتری به دست آورم؟چکونه تندرست و سالم تر باشم؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اما هرگز چنین پرسش هایی را پیش نمی کشد:چه چیزی برای من در مقام یک انسان خوب و مناسب است؟چه چیزی برای شهر ما مناسب است؟از دید یونانیان و سنت کلاسیک این نوع از سئوالات پرسش های بزرگ و مهم بودند که تمام فکر متوجه پیداکردن پاسخ آنها بود.فکری که فقط در راه کنترل طبیعت بکار گرفته نشود&lt;FONT face=Tahoma&gt;,&lt;/FONT&gt; بلکه بتواند پاسخ این نوع از پرسش ها را هم بدهد که:بهترین راه زندگی کدام است؟چه چیز رشد انسان را بالا می برد و طومار بهترین نیروهای ما را باز می کند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;منبع&lt;/FONT&gt;:از کتاب &quot;بنام زندگی&quot; اثر اریک فروم به ترجمه اکبر تبریزی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 21:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebarzkar&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>ebarzkar</dc:creator>
<guid>http://ebarzkar.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
